روز دهم از چالش

تجربه روز دهم

ارسال نتایج به صورت صوتی یا ویدئویی
عزیز فایل صوتی یا ویدئویی نتایج خودت رو میتونی به آیدی تلگرام NATAYEJ18@ ارسال کنی تا بتونیم اون رو به دست بقیه همسفران برسونیم.

مشاهده لایو
شروع زمان مشاهده لایو بین ساعت ۵:۳۰ تا ۷:۰۰ صبح میباشد.
مثال: درصورتی که ساعت 6:59 صبح مشاهده لایو را شروع کنید میتوانید لایو را کامل ببینید در غیر اینصورت از ساعت ۷:۰۰ صبح دیگر امکان مشاهده لایو را نخواهید داشت و چالش را باید کلاً از روز اول آغاز کنید.

مشاهده لایو
شروع لایو ساعت ۵:۳۰ در صفحه اینستاگرام SoheilSangarzadeh2 می باشد،
پس از اتمام لایو، ویدیو ذخیره شده آن در اولین فرصت
از همین بخش در دسترس خواهد بود.

پادکست
زمان پخش اولین پادکست ساعت ۵:۰۰ صبح میباشد و در طول روز چندین پادکست منتشر خواهد گرفت.

رقص کنان
رقص کنان در ساعت ۵:۰۰ صبح باز خواهد شد.

دفتر عشق
دفتر عشق در ساعت 6:18 صبح باز خواهد شد و شما می توانید ذکر هر روز را در این بخش بنویسید.

تجربه امروز
تجربه امروز در ساعت 7:18 شب باز خواهد شد و شما میتوانید تجربه هر روز خود را در این بخش بنویسید.

دیدگاه من
دیدگاه من در ساعت 15:18 باز خواهد شد و شما می توانید دیدگاه خود را در خصوص سوال داده شده بنویسید.

حکایات و روایات
زمان مشاهده حکایات و روایات هر روز ساعت 7:18 شب میباشد.

داستان
شروع زمان مشاهده داستان هر روز در 3 مرحله (ساعت های 8:18 صبح، 2:18 ظهر و 8:18 شب) پخش خواهد شد..

استوری
زمان انتشار اولین استوری ساعت 5:00 صبح میباشد و در طول روز چندین استوری منتشر خواهد شد.

یارانِ جان
زمان پخش اولین محتوای یارانِ جان ساعت 8:18 صبح میباشد و در طول روز چندین محتوا منتشر خواهد شد.

قصه شب
زمان مشاهده قصه شب ساعت 8:18 شب میباشد.

شب شعر
زمان مشاهده شب شعر ساعت 8:18 شب میباشد.



تاکنون 425 تجربه نوشته شده
عزيز تجربه امروز خودتو با عشق اينجا بنويس
الهی صد هزار مرتبه شکرت برای این مسیر و این راهی که دلبرجان روزیمون کرده
الهی صدهزار مرتبه شکرت برای اینکه هست و هستیم
الان که اینو مینویسم حاالم خیلی بهتره سبک تره
اون بچه همراهمه تو ذهن و خاطرمه و الان من دیگه تنها زندگی نمیکنم یکی هست که کنارمه و .... 💚🕊️🕊️🕊️🕊️🕊️
امروز هم حالم عجیب الهی و خوب بود ونگار کوچولو ذوق داشت چون انرژی یاران جانش کنارش بود 🥰✨🙌🏽
ولی چون مهمون داشتیم به دلیل تایم کم نتونستم چیزی که دوس داشت براش بخرم نه که نرفتما رفتم ولی اون جایی که رفتم هیچ کدوم از اثباب بازیا به دلش نشست بجاش امروز میخوام برم با ذوق هم هدیه بخرم برای جون دلم هم باعشق رستوران دعوتش کنم کی مهمتر از نگار جونم 🥰👭💚🫂🕊️🌱✨
سلام و درود و نور
ذهنم فقط دنباله روی اطلاعات و پردازش های محدود خودشه،ترس ها،باور های قدیمی و باگ ها رو توی خودش ذخیره کرده و به کل توجهی به تجربیات الهی نداره،اما با توکل و به کمک این سفره پر برکت و الهی ۱۸ روزه میتونم تربیتش کنم،چون میخواهم از جان،با نیت الهی.🖐🫂💚
دیدم که چقدر این بچه دوستداشتنیه وچقدر دوستش دارم💚🫂
پسرم بردم پاساژ براخودش خرید کنه
بعد رفتیم تو یه کفش فروشی
کفشای قشنگی داشت یکیشون رو که چشمم گرفت برداشتم پوشیدم
خیلی شیک بود و به پام میومد
ذهنم میگف کفش زیاد داری بیخیال شو
ولی دیدم با پوشیدن این کفش چقدر ظاهرم زیباتر و جذابتر میشه بالاخره خریدمش
هرموقع میپوشم بیرون میرم حس خیلی خوبی بهم میده محکمتر و با اعتماد بنفس تر قدم برمیدارم
الهی شکر بابت این تمرینا
و جالب اینکه خیلی از تمرینات برام جلوتر اتفاق میفته این بچه چکار میکنه
دیشب بعد از لایو ی حال بینظیر داشتم و از برنامه ریزی های قشنگ خدا کسی خونه نبود و راحت اون حالم رو به آغوش کشیدم 😍😍
تو شکرگزاری ها سفر کردیم تو خاطرات گذشته آنقدر زیاد بودن و جدید که دیگه نشد تکرارش کنم 😍 حدودا ۱۰۰تاش یادم آمد
نعمت های گذشته رو خوشگل نشونم داد کلی ذوق کردم سرشار از یک حس نابی بودم
میخندیدم
گریه میکردم
میرقصیم
می پریدم
داد میزدم خدا یا شکرت
اصلا انگار میخواستم پرواز کنم
تو خودم نمیگنجیدم به این شدت تا حالا ذوق نکردن بودم ذره ای نشونم داده بینهایت نعمتی که بهم داده 😍😍😍😍
قشنگ حس کردم استاد میگن شکرگزاری واقعی دکرگونت میکنه 🥰💚
الهی که بازم این حال الهی را تجربه کنم 💚
چه یادآوری...
شکرگزاری داشته های گذشته👏🏻
به به کجا داشتین سفر میکردین شما
چقدر کامنتتون سر تا پا بوی دلبر رو میده🤩
مشخصه روز دهم برای شما هم ی عالم دیگه ای بوده😍
آره این روز ها همش تو حال و هوای بال و پر و پرواز بودیم🪽✨️
شکر وجود الهی و پر برکتتون💚✨️
الهی شکر که کنارتونم
الهی همیشه در کنارتون باشم و از حضورتون بیاموزم 🥰
آخر ساله و شلوغ بازی جهان مادی تکیه بر این آخر سال داده
دو تا پسر بچه گل دارم که شکر وجودشون شیطونن
و باید هوای همسرمم داشته باشم
به تمرین سکوت و نوشتن ها و برخی تمرینات نرسیدم
اما وقتی یادم میومد یه نفس عمیق میکشیدم و در لحظه به جان سفر میکردم
به قول خواهر عزیز جانم فاطمه زهرای نازنین:الحمدالله رب العالمین
خدا حفظت کنه خواهرم💚
الهی شکر که هستم و با همین شلوغی و بلبشو جهان در حد توانم فارغ از فرار کردن و زیر تمرینات در رفتن هستم
الهی صدهزار مرتبه شکرت
جااانم اشک شوق....
سلول به سلول بدنش سرشار از ارامش لبخند الاهی......
من روز نتونستم تمرینها رو انجام بدم چون مهمون داشتم وقت نشد
شب بعد از شام دیدم که مه غلیظ تا حیاط خونمون آمده و تمام داره برف میاد مخصوصا وقتی دور لامپ بالای در نگاه کردم بیشتر برف نمایان میشد آرام آرام میآمد من رفتم با پسرم چوب جمع کردیم ریختم داخل استانبولی وچون کمی خیس بود بنزین ریختم یه آتیش مشتی درست کردیم و من و محدثه چقدر از روی آتش پریدیم سرخی تو برای من زردی من برای تو البته چهار شنبه سوری نبود ولی دوست داشتیم بگیم و رفتم چای دم کردم و دور آتش یه چای نوش جان کردیم ومن صورتم رو به طرف آسمان گرفتم و این بر فها آرام آرام می نشستند روی صورتم و من هی خدا رو شکر می کردم خدایاااااااااااااااااا شکررررررررررت ♥️
بااینکه طبق شرایطی که دارم وجایی که هستم کمی خلوت کردن سخت شده ولی شکر خدا امسال باید بااین شرایط خودمو بسنجم وببینم الان که شرایط اینجوریه ومثل سالهای دیگه همش اونجوزی که من میخام نبست ،یا تنها نیستم ودر شرایطی که هیچ جایی نرم یا هیشکی نیاد خونم ،نیستم💫🗝️
امسال باید اینجوری حضور داشته باشم هم قدر روزهای قبل رو بدونم هم اینکه بااین شرایط بودن هم انگار یه امتیاز جانانه ی دیگه میتونی داشته باشی خب باید بیشتر از زاویه دید الهی نگربست🕊️💚🕯️
امسال تمرینهارو با خیلی باگ نسبت به سال قبل دارم انجام میدم
ولی دیروز خداروصدهزارمرتبه شکر وصل وصالی بوده باجان بااون کودک درون اشتی وبغل وحضور ودیداری به راه بود نوشتیم برای هم بوسیدیم همو چشمام رو بستم رفتم به جایی که بودم یه روزی در دل یک جایی که بچگی ازاونجا حس خوب میگرفتم نزدیک کوه وبیابانی نشتسه پیداکردم دلبرم را باظرفی پر از اسفندهایی که چیده بود ونشساه پای درختی منتظر من🕊️🫂👸🏻چقدر محکم بغلم کرد چقدر عاشقانه بودیم باهم وچقدر اشکهای الهی از جان میریختیم الهی صدهزارمرتبه شکر برای تمام گفت وگوهایی که رد وبدل شد الهی شکر برای اینکه تونستم دیروز رو جانانه حضور داشته باشم و لمس کنم این حس وحال ناب رپ انگار موتور یه انرژی الهی در جانم روشن شد و یه ارامش وسبکی الهی وخاصی دارم🕊️🕯️💚🫂خدایا شکرت💚💚💚🫂
منو دلبر رفتم کل شهرو گشتیم رفتم کلی بهش عروسک های رنگارنگو نشون دادم اما دلم نمیخواست رفتم لوازم تحریر گفتم اینجا چیزی میخوای ؟
گفت دلم دفتر رنگامیزییییی میخواد
منم با عشق براش خریدم و کلی باهم رنگامیزی کردیم شکر برای اون حال و احوالی که به وجود اومد خداجون 😍 🙌🏻 🌱 🌏 💚 🕊️
به به بله حتما این کار رو انجام بدید احساس ناب و بینظیر رو تجربه میکنیم باهم😊👌🏻
اما ساعت 8 خود خوریها شروع شد. اما من نمیخواستم امروز رو از دست بدم. اومدم تو خانواده چندتا پیام گذاشتم و چند تا پیام خوندم.🌞🌱 همین پیام خوندنهای بقیه خانواده قشنگم عجیب حالمو خوب و الهی کرد. 💚💚💚
داداش گاهی میگن نمیدونین کجا هستید،نمیدونید چه برکتی داره این خانواده... 🌞🕊️🌱💚
بعداز ظهر رفتم برای دلبرم خرید کنم،فقط خوراکی خرید(البته که مجاز بود،او چیزی غیر از نیکی انتخاب نمیکنه)
الهی شکرت حالم بی نظیر بود.
🌱توی حال اول صبحم یکی از باگها و چیزهایی که دلبر دوست داره قربانی کنم رو متوجه شدم و کمی بعد در موردی که سوال داشتم و نمیدونستم چه کنم پاسخم رو داد. 💚🫂🐥
🌱و بعدازظهر دوباره پی بردم به اینکه دلبر قرتی بازی بلد نیست و فقط دنبال قشنگی هست. یک شکلات خوشحالش میکنه.
همیشه فکر میکردم باید یک هدیه خیلی خاص بگیرم. ولی امروز به من گفت توی تغزیه هم بیشتر هوامو داشته باش💚🫂🐥
خدا قوت به جانتون😍🫂💚
الهی شکر که این خانواده عیاردار رو داریم. 💚💚 الهی شکر که شمای عزیزدلم رو کنار خودم دارم🌞🫂🌻🌷💚😘
دورت بگردم مامان فرانک. عزیزدلم هستید😘💚🌻🕊️
.
تجربه ی امروز ، در کلام نمیگنجد🫂🫂🌸🌸
همیشه روزی که متعلق به دلبرک کوچولو هست،
حالی است وصف نشدنی. ..که فقط باید سکوت کرد.💚🫂🤲
.
امروز بینظیر بودم از اینکه با عکسم کلی عشق بازی کردم دوم اینکه من پسر دومم فتوکپی خودم هست خیلی هم شیرین زبونه بردمش امروز آرایشگاه موهاشو زد همش کودکی خودم بود جلوی چشمام خیلی حس نابی بود ، تجربه شگفت انگیزی بود امروز برام و بعد اینکه دیدگاه همسفران میخوندم جانم سفر میکرد هر دیدگاهی که خوندم برام خیلی ارزشمند بود من برد به روز اول تشکیل این خانواده آورد تا امروز خیلی برام به قول داداش خوشمزه بود ، داداش سهیل خیلی برای این قبیله زحمت کشیده از روی عشق دستشو میبوسم برای تک تک ما خیلی عزیزه ، به قول یکی از همسفران به شب تو لایو اومد بالا به داداش گفت تو تک خور نیستی چیکار کردی با ما ، مارو بردی سمت بی نهایت ، باشه که این زحمت ها همه باید جبران بشه ما هر چی یاد گرفتیم رو باید گشترشش بدیم در کنار داداش 🪽🫂
واقعا این عشقی که بذرش رو استاد جان کاشتن رو باید دست به دست پخشش کرد 💚🕊🌏
شکر حضورتون🙏💚
خدایا صدهزار مرتبه شکرت برای این تجربه الهی امشب یه ارامشی خیلی عجیبی داشتم و با تمام وجود حس میکردم به منبع وصلم💚
و با وجود کم خوابی زیادم الهی صدهزار مرتبه شکرت که پای چالشم و کل روزو پر انرژی برای هدفام تلاش میکنم✨
دقیقا وقتی ک فک کردم دیگ نمیشه بخرم و جایی باز نیست و رستا کوچولو راضی شد به ی آب نبات چوبی خوشمزه یهو ی اسباب بازی فروشی گنده دیدم و ی دونه حباب ساز تفنگی خوشکل واس خودم خریدم
وای چقدر که دوسش دارم چقدر که ذوق کردم ☺️😺با دوستم رفته بودم خرید و گفت اولین باره میبینم دختری همسن تو برا خودش اسباب بازی میخره و اینجوری کودکانه ذوق میکنه و گفت امیدوارم همیشه ذوق کنی و بخندی از ته دل وخلاصه که خیلی خوشحالم حالم خیلی قشنگه خداجونم 💚🫂✨️
امروز پنج شنبه ۲۱ اسفند ۱۴۰۴
خداجونمممم مرسییی💚🫂✨️😍
دیروز که تمرینها رو نگاه میکردم گفتم برای دلبر جانم چی بخرم خدایا .
شب خوابیدم تو خواب دیدم دلبر میگه گیره بخر برام . امروز رفتم بازار. و گیره فروش ها رو گشتم چند جایی رو دیدم ، رفتم یه جایی رو پیدا کردم که گیره های خوشگل و شیکی بود و خودش یدونه رو انتخاب کرد یه گیره سر طرح گل که مثل طلا فقط می درخشید و پر نگین بود براش خریدم . بعدش رفتم بازار یکم گشتم . شیرینی های شکرکی رنگی رنگی دیدم که وقتی بچه بودم پدرم همیشه عید از این شیرینی ها میخرید برای چهارشنبه سوری . وقتی تو بازار دیدم این شیرینی ها رو چه ذوقی کرد جانم چقد خوشحال شدم انگار دنیا رو بهم دادن دوست داشتم بپرم و شیرینی ها رو بوس کنم بغل کنم . یه بسته از این شیرینی ها خریدم برای خودم به نیت اون سالهای دوران کودکی ام
خیلی حالم دگرگون شد و پرواز گونه بود با دو تا چیز به ظاهر کوچک جانم پرواز کرد خدایاااا شکرررت 💚💚💚💚💚
پنهانی ترین باگی که یه عمر داشتم راه رو اشتباهی میرفتم رو با اگاهی که امروز دریافت کردم درک کردم عین یه کلیدی میمونه که یه عمر گم کرده بودم تا در صندوقچه گنج رو باز کنم امروز اون کلید به دستم رسید ولی از الان باید اون کلید رو باهاش ور برم تا بالاخره جا بخوره در باز بشه و گنج رو بدست بیارم 💚🫂🫂🫂🫂🫂🫂
یه نامه ی عاشقانه براش بنویس و فقط بشین باهاش دل بده قلوه بگیر 🙏❤️⭐️
الهی صدهزار مرتبه شکر بابت حضوزتون🙏💚
دست ازطلب ندارم تا کام دل براید
یا تن رسد به جانان یا جان زتن براید
بگشای تربتم را بعد ازوفات وبنگر
کز آتش درونم دود از کفن براید
امروز صبح دلبرجان هنوز استارت تمرین رو نزده بودم پول واریز کرد به کارتم ومن مونده بودم خداجونم من هنوزقصد خرید دارم ولی نخریدم تو رسوندی دلبرجانم ...وازبچگی یه جفت دمپایی وگل سری که خیلی به نظرم زیبا آمد رو دوستش داشتم ولی همیشه بین کلی خواسته های نرسیده گم شده بود رو خریدم با دمپپایی روفرشیم کلی کیف میکردم اخه لج دار بود کلی قدم رو بلند میکرد الانم تو پامه ودارم کیف میکنم عین بچگی هام ذوووق دارم هاااا...قدیما یادمه تو کف دمپاییم سنگ میزاشتم تا کفش بیاد بالا وباهاش راه میرفتم تق تق صدا میداد ومیگفتیم کفش تق تقی داریم با بچه های تو کوچه کلی باهمین مدل بازی میکردیم وسرگرم بودیم ودمپایی هامون رو سنگ ها خراب میکرد وپدرمادرهامون طفلکی دوباره میخریدند ..چه روزایی قشنگی بود خداجونم چقدر صاف وزلال بودیم 💚💚💚 قسمت امروزمون این چیزا بود خداجونم خیلی دوست دارم بابت تموم داشته ها ونداشته هامون شکر به همه عزیزان جانی که کوچکترین ارتباطی داشتم ودارم هرچی بهترینه ازنگاه تو هدیه بده خداجونم بهشون ازهمون خزانه ی غیب ولایزال الاهیت وهممون رو مددکن تا یاران واقعی مسیر حق باشیم وثابت قدم دراین مسیر بمانیم دلبرجانم شکرت بینهایت مرتبه دلبرجانم 💚🌱🕊🌞
چه بگویمت
هر چه هست میزان توست
چه دقیق خلق کرده ای
چه همه چیز را حساب کرده ای
ذره به ذره ام را شناخته و چیده ای
یادم میرود اما...
تو این را نیز حساب کرده ای
چه میزان است
چه دقیق است
چه همه چیز به اذن و اراده ی توست
یادم میرود
اما این نیز به اراده توست
یادم میآوری آنچه که باید را
و از یادم میبری آنچه که نباید را
میبینم آنچه باید ببینم را
و میشنوم آنچه که باید بشنوم را
اجازه دیدن و شنیدن ندارم آنچه که نباید را
چه میزانم
اما خود نمیدانم
خود را از تو جدا میکنم
و اشتباهاتم را پای من میگذارم
از تو دور میشوم
اما تو نزدیکی
اینها را نیز حساب کرده ای مگر نه
باز آ
بآز ا
هر آنچه هستی باز آ
این درگه ما درگه ناامیدی نیست
وقتی بچه ای میخوره زمین
گریه میکنه
بغل میخواد
مرهم میخواد برای سوزش زخمش
حرفای آروم میخواد
گرمی دل میخواد
جان...
هر بار که زمین میخورم چرا برایت محبوب تر میشوم
عجیب است که مرا با اشتباهاتم دوست میداری
باز چه حساب کرده
من نمیدانم و تو میدانی...
لذت بردم 💚💚💚💚😘قربون دلبر برم من
عجیب است که مرا با اشتباهاتم دوست داری
امروز بعد از کلی اتفاقاتی که دردل این چالش افتاد برام وآخرین بار قول دادم این راه رو ول کنم ودرقبالش هرچی که لب تر کنم بگیرم ازشون ولی بازم زیر بار نرفته بودم فقط گفتم باشه مدیریت میکنم کارهامو ..ازصبح دل تو دلم نبود که همسرجان امروز برنامه سفر چیده بود ولی من میخواستم با دلبرجانم باشم ازطرفی هم قول داده بودم ازین به بعد هرجایی گفت برم وتنها نزارم مونده بودم خداجونم من چیکار کنم وسط این دوتا خودت بچین که خوشگل میچینی همسر جان ازشیفت اومدن وگفتن میخوام برم پسر کوچیکم حاضرند وگفت بابا من آماده ومن دلم نبود برم اما به دلبر گفتم اونجا هم رفتم باهم کلی برنامه داریم هرچند دوتایی اینجا توخونه بیشتر خوش میگذره وبه همسرجان گفتم اگه دوست داری خب منم باهات بیام دیدم لبخندی زد وگفت نه تو بمون میدونم کلی برا خودت برنامه داری وااای اون لحظه انگااار دنیارو به ن دادن من ودلبر دوتایی قراربود باهم باشیم همون نسیم کوچولوی قشنگم ...دل تو دلم نبود خلاصه که خداجون اونارو برد سفر ومن ودلبرم گذاشت اینجا پیش هم ونشیتیم تمرینات وبعدش خرید وبازار رفتیم وبعدشم خلوت وسکوت واشپزی که براش غدایی سالم وخوش مزه زدم وباهم افطار کردیم وتا الانم کلی کیف وعشق وحال که بینظیییرترین حال دنیا وسفر به عالمی دیگر ...ودوش آب سرد آخرشب که بریم شکرگزاری بنویسیم ..چقدرررر کیف میکنم با این احوال خداجونم ازت بی نهایت ممنونم ....💚🌱🕊🌞🫂💚💚💚
إلهی صد هزاران مرتبه شکرت
امروز یه تجربه الهی داشتم
امروز صبح بچه داداشم ۴سالشه از خواب که بیدار شده بود گریه و بهونه که من امروز میخوام بزم پیش عمه محدثه بمونم دلم براش تنگ شده
اولین باری بود که این رفتار ازش سرزده بود رفتم خودم دنبالش بدون اینکه تصمیم بگیرم یا فکرم باشه خیلی اتفاقی کشیده شدیم سمت خانه ی بازی یکساعتی اونجا بودیم کلی بازی کرد و خندید و رقصید در عالم خودش منم فقط محو بودم و مشاهده میکردم چقدر این بچه رهای رها داره میخنده بازی میکنه اصلا انگار نه انگار که تو کشور چخبره اوضاع فلانه تو لحظه حال فقط لذت میبرد
چقدر امروز رفتار این بچه بهم کرد تا با محدثه کوچلو چطوری باید رفتار کنم و ببینیمش بزارم زندگی کنه نفس بکشه اینقدر نترسونمش اینقدر لهش نکنم با ترس از قضاوتها 👌👌👌👌
الهی صدهزار مرتبه شکر برای این تجربه ناب و الهی
شکر وجود نیکانِ جانم برادرزاده عزیزم خدا حفظش کنه💚💚💚🥰🥰🥰🫂🫂🫂
امروز روز جذابی بود،صبح خیلی زیبا بودن آسمون و ابرها از این برفای ریز میومد و خیلی زیبا بود،با دلبر روی کناره های جدول مثل بچگی ها راه رفتیم.
بعد ا پیاده روی ، دلبر گفت آبرنگ بخر(اینو بگم خیلی از این قطار ریلی ها دوست داره از این کنترلی ها که واگن هم داره ولی هزینشو نداشتم امروز ولی باز رفتم پرسیدم یه اسباب بازی فروشی نداشتند) رفتم لوازم تحریری براش آبرنگ،از این پیش بند های بچه ها برای خمیر بازی و آبرنگ و ساعت مهر دار پو خریدم(از این ساعت ها که میزنند توی استامپ) آخه پو رو خیلی دوست دارم از همون بچگی و تموم کتاب داستاناشو خوندم و کارتون هاشو دیدم و عروسکشم بچه بودم برام خریدن الانم دارمش و خیلی خیلی دوسش دارم.توی مسیر با یک راننده ی کامیون عزیز بای بای کردیم خیلی خوشحال شد و بای بای کرد.مو قعی که می خواستم برم تاکسی سوار شم تاکسی رفت با اینکه یه نفر خالی داشت،به راننده ای که وایساده بود گفتم روزیمون شد با شما بریم دیدم دنده عقب و گرفت برگشت من رو سوار کنه خیلی کیف داد.امروز کارت بانکیم هم اومد خیلی دوسش دارم طرحش سبز و مشکی و طلاییه جالبیش اینه یکی از آشناهام یک ماه قبل من سفارش داد مال اون هنوز نیومده و ولی مال من اومد امروز و با دیدنش خیلی خوشحال شدم.امروز تمرین قضاوت گوش ندادن باگ داشتم همینطور قضاوت نکردن و جان گفت دیگه نرو اون لوازم التحریی که دوستته و از اون نخر دیگه گفتم چشم.
ذوق و شوق زیادی در طول همراهم بود و خیلی کیف داد خداروشکر.
الهی صدهزار مرتبه شکر برای این چالش الهی💚🙏
یادمه چند سال پیش تو جاده که کنار ریل قطار بود با ماشین رد میشدیم قطار از روبرو میومد من دست تکون دادم و راننده قطار متوجه شد و برام بوق ممتد زد چقدر من ذوق میکردم گفتید دست تکون دادید برا راننده کامیون یادم اومد این خاطره که چقدر ذوق داره🫂💚
امروز پنجشنبه ۲۱ اسفند ۱۴۰۴
روز دهم چالش الهی هجده روزه 🗝️ 💎
دهمین روز سفر بی نظیر
الحمدلله رب العالمین که اجازه میده باشم و ادامه بدم 💎 🗝️ 🧚
امروز یک ساعت قبل افطار دیدم پدرم دیگه کار خاصی ندارن
حاضر شدم رفتم سر مزار ننه آغام
مادر پدرم
من و مهدی برادرم رو خیلی دوست داشت💚💚🤍🕊️🕯️
روحش شاد
روح تمام رفتگان شاد و قرین رحمت الله 🙌 🗝️ 💎 🤍🕊️🕯️
بعد از اون وقت هدیه گرفتن بود
از صبح بهش قول داده بودم
به فاطمه زهرا ۴ نه ، ۴۴ ساله
چون همیشه برای فاطمه زهرا ۴ ساله هدیه می خریدم اما امروز برای همین حالام هدیه خریدم
بارها دلم می خواست برای خودم تسبیح شاه مقصود عیاردار بگیریم ولی نتونسته بودم🙌🗝️💎📿
اما به لطف او 👑 ارباب جهان 👑 دلبر جانم 👑 اینبار سعادت نصیبم شد
خیلی عجیب بود 🙌
من داخل خیابانی کنار بهشت ( مزار شهدا که جسم مادربزرگم اونجا آرمیده) ، بودم که مغازه سنگ های قیمتی نبود
اما امروز مغازه رو دیدم
رفتم داخل مغازه گفتم مبارکه تازه اینجا مغازه زدید ؟!
مغازه دار گفت : نه خیلی ساله
گفتم من ندیده بودم
البته ۱۴ ساله کرج و تهران زندگی می کنم اما هر بار شهرستان میومدم هم ندیده بودم
🙌💎🗝️📿
خلاصه تسبیح مورد علاقه م خریدم و با ذوق رفتم سمت ماشین
البته من کلکسیون تسبیح های قیمتی دارم 💚 💚 💚
ولی شاه تسبیح ها که خیلی دوستش داشتم امروز برای خودم خریدم و تیک انجام آخرین تمرین امروز رو با عشق زدم الحمدلله رب العالمین 🙌 🗝️ 💎 🧚 📿 🌱 🕊️ 🌞
جان من جان خواهر 💚 💚 💚
حتماً حتماً 🕯️ 🤍 🕊️
تو یک درصد احتمال هم نده که فاطمه زهرا دعا کنه و تک تک شما فرشتگان الهی در دعای من نباشید 🕯️🤍🕊️نعیمه جااااااااانم 👑 💚 البته دعای تو کجا و دعای فاطمه زهرا کجا 🙌💎🗝️🧚📿
البته اگر آقا جان این حرف از من بشنون ناراحت میشن و میگن همه مون در مسیریم 🙌💎🗝️🧚📿
آجی نعیمه ، وقتی جایی هستیم در خلوتم تو همیشه سرگروهی جان من 👑 👥 💚 شکر شکر شکر که دارمت جان خواهر 💚 💚 💚 🗝️ 💎 🧚 📿 🌱 🕊️ 🌞
چقدر حالم إلهی تر شد در دعایی که در سخن های نهان داشتید
شکر وجودتون
یکی از خواسته های من دعا کردن بود میگفتم دلبر به من دعا کردن یاد بده ،دعاهایی که از جانم بیان
اون روز شما دعا کردین و خواسته من مستجاب شد
خیلی دوستتون دارم خیلی💚💚💚💚
شکر وجودتون
إلهی صد هزاران مرتبه شکرت که شماها رو دارم
از روی عشق دستتون رو میبوسم
در اون دعاهای زیباتون مارو هم دعا کنید یارجانم💚💚💚💚💚💚😘😘🕊️🕊️🕊️
مبارکت باشه قشنگم.😍😍💚
مبارک باشه آبجی با انگشتای قشنگت و کلام آگاهت ذکرهای الهی چرخ بخورند در تسبیح الهیت نور نورها بر شما تابان تر
در پناه امن الهی باشی آبجی جونم 😍😘🫂💚👏✨️
شما عزیزی شما خود عشقید
چقدر زیبا به بقیه خودتون عشق میدین،شکر وجودتون
إلهی صد هزاران مرتبه شکرت که من این یار شیرین شیرین شیرین قلب و شیرین شیرین شیرین سخن رو دارم😘🕊️💚💚💚😘
از انرژی الهی امروز چی بگم
کلی با دلبر کوچولو صحبت کردم کلی براش نوشتم خیلی خوب بود
دوروز پیش رفتم میوه فروشی، پسر های جوان عزیزی از کشور همسایه اونجا کار میکردن و روزه بودن فکر کردم تا ماه رمضان تمام نشده یه افطاری درست کنم براشون ببرم که امروز دلبر جانم گفت اون برنامه را همین امروز انجامش بده رفتم خرید کلی وسایل خریدم و غذای عالی با کمک همسری با لطف او درست کردم و هم روزی اون پسر ها شد و چندین نفر دیگر الهی شکر که امروز به چندین نفر را با عشق الهی خدمت کردم
و چقدر حال دلم عالی بود شکر پروردگارم💚🫂
شکر جانا که اجازه ی تجربه ی عشق و عاشق بودن رو میدی
الهی صدهزار مرتبه شکر 🙏💚🫂😘🌱🕊🌞
شکر نعمت نعمتت افزون کند بود
الهی صد هزار مرتبه شکرت برای حضورم🌅💚🌱🌍🙏
ازش زیاد کار کشیدمو توقع داشتم و رنجیده خاطرش میکردم
باهاش عهد بستم که مواظبشم از این به بعد و عاشقش میمونم تو همه شرایطی
کودک من سلام حس ناب دلبر سلام
الهی صدهزار مرتبه شکر
دخترک درونم رو خوشحال وپرانرژی کردم
💚💚💚الهی هزاران مرتبه شکرت💚💚💚
خدا عاشق منه شاید ذره ايش رو تا به امروز متوجه شدم
عذرهواهم عزیزدلم،مریم خوشکلم💚🫂😘
کمک به دیگران یعنی خودت خودم
معجزه های بسیار رسیدن به خواسته هام قبل از آینکه بدونم از کجا و جور خدا خیلی عالی میرسونه یعنی تموم نشده خدا داره دونه دونه خواسته هامو که نوشتم برآورده میکنه معجزه از این قشنگ تر بالا تر یعنی اینقدر حرف دارم توی دفترمم بنویسم کمه فقط شکر میرسیم به اون حرفه جز شکرش نمیتونی چیزی بگی فقط شکر😍💚
از روی فضلش به ما بده نه لیاقتمون🤲🩵
طلب رحمت فضل بی کران خدای جان
برای بانو مهین جان 🙏🤲💚
سکوت بود و سکوت 😍💚
اشکی از روی دلتنگی و شوق با هم
لبخند دلبر جانم عمیق تر و خوشحال تر از قبل بود
الهی شکرت 🙏💚
تا اشارات نظر نامه رسان من و توست💚🌈✨️🕊🦋
امروز لبخند بیدلیل مهمان لبهایم بود. این چالش عجب رسم دلنشینی دارد که آدم را به خندیدن از ته دل وا میدارد! الهی صد هزار مرتبه شکرت.
همنشینی با دلبرجان، زاویهی دید را چنان تغییر میدهد که گویی جلوههای تاریک و گذشته را در آغوش میکشی و با آنها دوست میشوی. باورهای نازنین و زیبایی به دل مینشاند.
انگار که با هم شعلهی درون را روشن میکنیم و با آن به سفری شگفتانگیز میرویم.
جرئتی به جان میدهد که خود را شاهزاده یا پادشاهی بدانیم و شایستهی بهترینها.
این حال و احوالِ امروز من بود، از عمقِ تمرینها.
نتیجهی این دگرگونی، همین حالِ خوبِ معنوی ست. شکر که هستیم💚
.
بچههای کوچک محله، یکی سه ساله، با ذوق و لبخند از دور سلامم کردند؛ همراه با دختری کوچولو. با اینکه آنها را نمیشناختم، این سلام پر از مهر، نشانهای شگفت بود. یاران، اگر این معجزه نیست، پس نامش چیست؟ ✨
با آن دو نازنین و دلبرآجانم هم سلفی گرفتم تا این لحظه را به یادگار نگه دارم. رسم همیشگیام این است که وقتی بیرون میروم، بچهها از دور و با ذوقی کودکانه به سمتم میآیند و سلام میدهند. اما امروز، این دو کوچولوی ندیده، غافلگیرم کردند. ببین در چه حالی بودیم که این فرشتههای کوچک با ما همکلام شدند. با این نشانه، احساس پرواز کردم! 🕊️
و در پایان این روز، شب هنگام، حال و هوایی دیگر به سراغم آمد؛ اشک شوق و حسِ سبکبالی. حالت جلوهی کودکانه، جای خود را به سکون، وقار و آرامشِ خدایی داد. 🙏💚
شکر برای امروز و شکر برای این دگرگونیِ زیبا.
الهیصدهزارمرتبه شکرت بابت تجربهی امروز.💚✨️
از یکتاپرستان مسیر حق، خداقوت به جانِ پاکتون.
امروز گویا دلبر خوشگل ازمون پذیرایی کرد 💚🫂
شکر وجودتون که همیشه مهر و لطف دارین به این جان. 💚🫂
شکر وجودت داداش عزیزم🙏🙏🙏
سپاسگزار وجود ارزشمندتون هستم🙏💚
شکر وجودتون خواهر مریم عزیز🙏💚
خیلی روز الهی بود
واسه هممون 💚🫂
از کامنت ها و حضورتون خیلی کیف میکنم
آقا محمد رضا 💚
راستی پروفایلتونم بار اول دیدم
کلی کیف کردم
از اینکه چه نازنینایی تو قبیله هستن و خاطر خواه جانانه اربابشون🌱🕊✨️
منم امروز تجربه اینو داشتم که یکهو یک کودک اومد جلوم و شروع کرد به تعریف کردن که فلام وسیله رو خودم درست کردم با دوستم🕊️🌷
گفتم واقعا؟! دمت گرم. خیلی جالب بود.
این بچه رها بودن و پذیرش خود به هر شکلی رو به من یاد آور شد. 💚💚💚
شکر که کنار هم او رو میپرستیم، و چی از این محفل و صفای دلهامون بالاتر؟🌱
.
این چند روز فقط دلم میخواد بچهها رو ببینم…
جانم خیلی میخواد از حضورشون یاد بگیره؛
اینهمه رهایی، اینهمه آرامش، که فکرِ ترس از قضاوت و حواشی حتی از ذهنشون هم رد نمیشه…
چون که باور نکردن و در آغوشِ حضور، آزاد نفس میکشن.
ای جانم به اون ذوق و شوق و چهره نازشون💚🫂
فکر میکنم دیروز بود که به یادتون بودم و
حضور الهیتون در کامنت ها ندیدم
الهی شکر که هستین
شکر وجودتون🙏💚
چهقدر از پیام پرمهرتون خوشحال شدم💚😍🫂
بهبه، واقعاً همراهی و عشقبازی با بچهها جان آدم رو دگرگون میکنه و دنیایی دیگه به چشم میده…✨️
این بچهها، معجزههای ناب زندگیاند 🫶💚
تا اشارات نظر نامه رسان من و توست💚🌈✨️🕊🦋
امروز نشستم روبروی عکس معصومه کوچولو و تا میتونستم باهاش حرف زدم. دلم پر بود، کلی باهاش درد و دل کردم، خاطره گفتم، یه جاهایی دوتایی خندیدیم و یه جاهایی هم با هم گریه کردیم. گریههامون یه جوری بود؛ هم از سر ذوق بود و هم از دلتنگی و ناراحتی. با تمام وجودم ازش عذرخواهی کردم. دست و پای کوچولوش رو بوسیدم و بهش گفتم منو ببخش اگه یه وقتهایی فراموشت کردم، اگه یه جاهایی بیشتر از توانت ازت کار کشیدم و حواسم به خستگیات نبود. بهش قول دادم که از این به بعد دیگه همیشه حواسم بهش باشه.
بعد که دوتایی یه کم آروم شدیم، دستش رو گرفتم و زدیم بیرون. انقدر توی محل گشتیم تا بالاخره یه اسباببازیفروشی پیدا کردیم. براش یه عروسک خوشگل خریدم؛ با موهای قهوهای بلند، درست مثل موهای خودش. حتی عینکی که همیشه دوست داشت روی چشمهای اون عروسک بود. براش کلیپس خریدیم، برای خودمم کلیپس خریدم که موهامون رو مثل هم ببندیم. معصومه کوچولو کلی ذوق کرد برای عروسکش.
توی مسیر برگشت یه سر هم رفتیم سوپرمارکت خرید کنیم که یه دختر مو بلند خوشگل رو دیدیم که میخواست خوراکی بخره. معصومه کوچولوی من دلش خواست برای اون دختر که اسمش فاطمه بود خوراکی بخره. رفتیم با فاطمه حرف زدیم، بهش گفتیم چقدر موهات قشنگه و اجازه گرفتیم بغلش کنیم. برق چشمهای فاطمه، اشک هر دوی ما رو درآورد. خوراکی هاشو حساب کردیم و براش از مدرسه و روزهای خوب بعد از تعطیلی اینروزا گفتیم.
خلاصه که امروز ما دوتایی حسابی با هم عشق کردیم .....😍😍😍😍
خدا حفظتون کنه🤲🏼💚
خدا قوت جانتون باشه نازنینم💚💚💚
شکر وجودتون
الهی شکر برای با هم بودن😍😍💚💚
اما وقتی تمرین شادکردن وعشق دادن به یک عزیز راانجام دادم آرامش واحساس زیبایی را تجربه کردم وباخودگفتم این هدیه برجان الهیم
هرچه سن بالاتر باشه اینکار سخت تره.
بامید خدا در روزهای آتی بهتر میشیم💕
در پناه حق
اینکه شاید خودتونو در ذهن قضاوت میکنید. مثلا خجالت بکشید از اینکه کودکانه حرف بزنید. حتی برای خودتون.
عکس فرزند یا اگر نوه داشته باشید. وقتی عکسش رو میبینید چطور قربونش میرید؟! الان هم همونطور قربون صدقه خودتون برید... 💖
موضوع بعدی بخشش، شاید چیزی هست که باید بخشیده بشه... رفتاری، صحبتی... که اون بچه خود نمایی نکرده.💚
اگر بتونید با بچهها بازی کنید به نظرم خیلی میتونه کمک کنه💚🌱🌞
بازم نظر شخصیه منه، طبیعتا خودتون بهتر میدونید و در سکوت متوجه بشید چطور بهش نزدیک بشین.
الهی شکر وجودتون برادر جانم🌱💚💚
سپاسگزارم
تماشای مرغای دریایی بسیار زیبا بود
چه شلوغش کرده بودن😍😍😍
یه اردک که لابه لای اون مرغ دریایی ها تند و تیزتر بال میزد مثل فرقره میرفت میومد بال زدن هاش خیلی سریع تر بود و تک بود با سیاه بودنش😍
یهو یه پرنده دیدم خیلی زیبااااااا
خدای من شانه به سر بود فقط تو تلویزیون دیده بودم و شاید تو باغ وحش
اما لب ساحل تاحالا ندیده بود
امروز سکوتم پر بود از مهمان های قشنگ آسمون شهر قشنگم
باز هم بماند که دلبر چقدر عاشقانه جواب سوالم رو تو سکوت داد
من فقط نیت کردم و نشستم او نزدیک شد و حرفش را به من زد و من غرق در شادی
سکوت های امسال عجب انرژی الهی دارن خدایا شکرت
و در صحبت ۱۸ دقیقه ای با دلبر
ازش عذرخواهی کردم 🥰👭
او در جوابم فقط میگفت: عیبی نداره 🫂💚چقدر مهربونی رومیشه ازش یاد گرفت
بهش قول های قشنگ قشنگ دادم و میدونم این بار حواس جمع تر به قولم پایبندم
مگه نه هستی جان؟؟؟
بعلهههه🙌🏽قول قول 😍
ببینیم و تعریف کنیم😁
دیدنشون واقعا زیبا بود
همگی در کنار هم بخندیم و جهانی شاد داشته باشیم رستا جانم💚🫂🙋♀️
امروز باعشق بادلبرجانم خلوت کردیم البته این شده روتین زندگیم ولی امروز یک حال و انرژی دیگه ای برام داشت درجانم به راه افتاد
و دلیلش انرژی دسته جمعی شما یاران جان بود
اومدیم بیرون دلش لواشک خواست خریدم خوردیم جاتون خالی چه کیفی داد
براش یه عروسک کوچولوی دست سازم خریدم از یک عزیزجان
باعشق چقدر باهاش حرف زدم
الهی شکر برای این حال الهی💚😍🥰🌈❤️
زندگی هر لحظه تجربه است🌱
و در روز دهم اعلام حضور میکنم و همین بودن در این مسیر نور خود به تنهایی تجربه ایست نو در قابی نو در روزی نو
الهی شکر که هنوز هستم
الهی شکر برای همین بودن در این قاب زیبا🌱
(شکر برای خلوتی با خود)
شکروجودت
ذکر امروز که کلا ورد زبونمه همیشه وقتی خشم میاد ناراحتی میاد میگم و آروم میشم .با جانم می بخشم و رها می کنم ، آنچه جانم می گوید .آمین
شکر بودنت یار جان
آزمون الهی دقیق سر جاشه الهی که پیروز و سر بلند باشیم شکر بودنت 😍💚🫂😘