در حال بارگذاری...

روز پنجم چالش


تجربه امروز

تجربه روز پنجم

تاکنون 54 تجربه نوشته شده
عزيز تجربه امروز خودتو با عشق اينجا بنويس

× برای درج دیدگاه باید وارد حساب کاربری شوید.
54 دیدگاه
  • 1 هفته قبل
    الهی صدهزار مرتبه شکر که اجازه داد روز پنجم رو تجربه کنم...
    با اینکه همه این تمرینات به لطف خداوند شده روتین و هروقت که به دیدن پدرو مادرم می زم دستشون رو می بوسم اما هربار حال و احوال قشنگی داره الهی صدهزار مرتبه شکر...💚🫂
    الهی که خداوند همه ی پدر و مادرها رو حفظ کنه...🙏🌱🕊
    عشق به مادر زمین رو با عشق انجامش دادم ...
    برای گربه هایی که خیلی وقت ها پشت پنجره حضور دارن هم غذا گداشتم...🥰😍
    الهی صدهزار مرتبه شکر...🙏
    • 7 روز قبل
      درود به خواهر عزیزم نوش جان  جانت این حال واحوال 
      خدا پدر مادرت رو حفظشون کنه الهی همیشه درنوروعشق بدرخشی 💚💚🫂
      • 7 روز قبل
        درود و عشق خواهر عزیزم، سپاسگزارم نازنینم خدا شما عزیزجان رو حفظ کنه...🤲💚
        شکر وجود پرمهرتون...🙏💚🫂
  • 1 هفته قبل
    امروز روز پنجم چالش ۶ روزه بود
    و مربوط به دستبوسی پدر و مادر بود 
    خواستم از همین جا که ندارمشون براشون 
    بنویسم ، به قول استاد جانم :
    من از دو نفر به دنیا اومدم ( پدر و مادرم )
    دو نفری که نیستن و اما بودن من ادامهٔ بودن اونهاست ، دو نفری که شاید خودشون پر از نقص بودن ، پر از زخم‌هایی که بلد نبودن درمون شون کنن و شاید ناخواسته بخشی از اون زخمها رو به من سپردند . من هم مثل همهٔ آدمای این دنیا سال‌ها با زخمهام زندگی کردم چه از جانب خانواده ها ، چه دوست چه آشنا و چه غریبه ... نه تنها امروز بلکه با تکرار چالش ها تو این چند سال همه‌ شون رو بخشیدم نه برای فراموش کردن بلکه برای رها شدن برای آزاد شدن برای نفس کشیدن از عمق وجودم ... حالا می‌فهمم بعضی از دردها اگه با آگاهی و عشق از اونها عبور کنم می‌تونن به موهبت الهی تبدیل بشن .
    بابای قشنگ و مهربونم ، مامان خوشگل و نازم ، هر کجا که هستید با عشق یادتون می کنم با عشق درکتون می کنم و از تموم هر چی که بود درسم رو گرفتم و گذاشتم تو کوله بار زندگیم و با عشق زندگی تازه‌ای برای خودم ساختم . زخمهای زندگی تون رو ببخشید تا بفهمید زندگی تو هر شرایطی چقدر قشنگ و زیباست ... 
    DAD🥹🫂👨‍👩‍👧🫂🥹MOM💕 
  • 1 هفته قبل
    الهی به امید تو
    تجربه دیروزم رو فرصت نشد بنویسم، الآن مینویسم💚🫂
    دیروز ، روز عجیب الهی ای بود، 
    راستش واقعا وصف ناپذیر بود، با اون احوال عشقبازی کردن با پدر و مادر...
    نه از روی وظیفه، یا تمرینِ چالش
    بلکه با تمام وجود💚🫂
    و چه خوبه که این عشق همیشه جاری باشه و چه زیبا که ریشه ی آغازش این چالش با این انرژی دسته جمعی باشه✨️💚🌱🕊🌞
  • 1 هفته قبل
    به نام دلبر جان،سلام و درود و عشق و نور به همسفران مسیر عشق🖐🌱.امروز روزی بود که با جلوه های خودم رو به رو شدم،صادقانه خیلی جاها از خودم متعجب شدم..‌!اما تا حد امکان خودم رو قضاوت نکردم.شکر برای تجربه زندگی دلبرم🫂💚.
  • 1 هفته قبل
    امروز رو الهی سپری کردم من دیروز نتونستم برم برای پاکبان بستنی بخرم امروز وقتی میخواستم برم سر کار از دور دیدم یک پاکبان عزیز نشسته خستگی درمیکنه یادم افتاد بستنی بخرم همیشه تو چالشها هرچی میخریدم چند روز پیشم میموند نمیتونستم به بقیه خودم بدم  پیش خودم گفتم بستنی زود آب میشه بزار ۳تا بخرم بعد اگه سعادت داشتم دوباره میگیرم اون عزیز بلند شد  خیلی تشکر کرد منم کلی ازش سپاسگزاری کردم ۲ تا بهش دادم  گفتم تو این مسیر که میرم کسی نیست به مادر وپدرم زنگ زدم 
    داشتم حال احوال میکردم باهاشون که یک نفر دیگه رو دیدم درحین تلفن از او پارکبان عزیز هم سپاسگزاری کردم 💚
     بعداز کلی عشق دادن به مادرم گفتم خدایا امروز عجب روزیه منی که کسی جلوم نمیومد امروز دیدم کلی ذوق کردم بعد رسیدم به مترو اونجا دقیقا ۳ نفر پارکبا عزیز دیدم باکای ذوق رفتم براشون بستنی خریدم کلی از جانشون تشکر کردم حال خیلی قشنگی داشتم  💚💚🕊🌱
    امروز دلبر جانم من رو قشنگ بغل کرده بود💚💚💚
  • 1 هفته قبل
    بنامِ پدر،بنام مادر🕊🌱🌞
    الهی صدهزار مرتبه شکر بابت تجربه ی این روز الهی که هر بار با عشق این تمرین به لطف و مدد او، انجام میشه، جانِ پدر و مادر گویی به رقص درمیان جوری که قشنگ تو ،حس میکنی، ذوق میکنی و این لحظات الهی همیشه در جان هامون، ثبت میشه .
    و بعد دعای خیر پدر و مادرم :
    بابا جان، ما، ازت راضی هستیم، خدا ازت راضی باشه. 
    مادر،آخر و عاقبتت بخیر باشه، دست بزنی به خاک طلا بشه. 
    الهی صدهزار مرتبه شکر بابتِ وارد نشدن به بحث های غیبت و قضاوت، حتی در ذهن م ،که وقتی رخ میده، سریع به خودم آگاه میشم و اجازه ی ورود به سرزمین وجودم رو نمیدم. 
    شکرِ خدایِ بخشنده ی مهربانم 
    • 1 هفته قبل
      ماشاله به سمیراجان خواهر نازنینم🫂🙏🏻
  • 1 هفته قبل
    الهی صد هزار مرتبه شکر بابت امروز...
     این چالش هر روزش یه حال و احوال جدید داشت برای من امروز که واسه دست بوسی مادرم رفتم با دفعه‌های قبل فرق داشت قبلا اشک میریختم که اونم زیبا بود کنترل اشکام دست خودم نبود ولی اینبار ذوق و شوق بچگی رو داشتم میخندیدم و مادرم و میبوسیدم و بغل می‌کردم و جالبه من اصلا همچین شخصیتی نداشتم از بالا پایین پریدن خودم تعجب کرده بودم و داشتم خودم رو تماشا میکردم و از ذوقش منم ذوق میکردم...
    کیست این پنهان مرا در جان و تن
    کز زبان من همی‌گوید سخن؟
  • 1 هفته قبل
    امروز روز بینظیری بود عشق دادن به حیوانات،عشق دادن به مادر زمین و از
    همه مهم ترینش عشق دادن به پدرومادر
    امروز یک مسئله ی غیرمنتظره ای اومد
    سر راهم کمی کمی نجوا اومد ولی سریع
    نسبت بهش آگاه شدم یه مقداری هم توو
    فضای قضاوت در ذهن رفتم ولی سریع
    برگشتم و به خدا گفتم میپذیرم و میدونم
    هرآنچه که تو بخوای خیره من قدمم رو
    برمیدارم باقیش با تو💚💚💚
    دسته گل زیبایی برای پدرمادر عزیزم
    باعشق تهیه کردم و به دیدار این دو فرشته
    ی زمینی رفتم و باعشق دستشون رو بوسیدم
    و قدردانی کردم امروز یک حس و حال دیگه ای داشتم با یک نگاه عمیق تری این
    کارو انجام دادم شکر شکر شکر برای این
    حال و احوال الهی💚💚💚
  • 1 هفته قبل
    به نام خداوند بخشنده و مهربان💚
    الهی به امید تو خداجون💚
    امروز بعد از حضور در لایو بدنم خیلی خسته بود و نیاز به خواب داشت و خوابیدم حدودا دوساعتی.بیدار شدم صبحونه خوردم تمرین نوشتنی داشته ها رو انجام دادم.نجواهای ذهن اومده بود که رقص رو  انجام ندم ولی باهمون مدلی که نوشتم با آهنگ خوندن جان و بغل کردن و ماچ کردنش انجامش دادم.تمرین نوشتنی خواسته هارو نوشتم و حدود ساعت 11 دستکش و کیسه امتیاز(زباله)برداشتم و رفتم برای تمرین عشق بازی با مادر زمین وجمع کردن امتیاز های روی زمین.
    دو سال گذشته یه مسیر رو تمیز میکردم و ادامه مسیر پیاده روی میکردم و میرفتم جایی که چالش 18 روزه اول با اونجا آشنا شدم و خیلی جای قشنگیه مخصوصا وقتی بارون میاد.امسال جان خودش به مسیر دیگری هدایت کرد و رفتم اونجا.این مسیر جاده ای و میره به سمت تپه ای که بالای شهره.مشغول جمع کردن امتیاز ها بودم خدا بهم میگفت که اون چیز هایی که خودت دوست داری و برمیداری امتیازشون بیشتره همینطور چیز هایی که خوشمزست وهمینطور ته سیگار هاو منم خوشحال میشدم.حین امتیاز جمع کردن عزیزی رد شد با ماشین برام بوق زد،عزیز دیگری رد شد ترک موتورنشسته بود بهم خداقوت گفت،عزیز دیگه ای که مسئول ورود و خروج ماشین این مسیر بود بهم عشق داد با کلامش،عزیزدیگه ای بعد از پر شدن کیسه امتیاز و زمانی که با دست داشتم جمعشون میکردم بهم پلاستیک داد و ازم سپاسگزاری کرد.جالب اینه این مسیر هم در چالش 18 روزه اول هم چالش اول 9 روزه قبیله الهی یادآور خاطرات قشنگی بود برام که بعد ها تعریفش میکنم.توی آفتاب که حسابی گرما زده شده بودم خدا مدد کرد اون مسیر که شیب زیادی داره رو رفتم بالا.بعد ازتمیزکاری و اینا،خیلی تشنم بود و رفتم آب معدنی گرفتم و لیوان و نوش جان کردم.بعد از استراحت رفتم نشسته توی سایه و پیشی قشنگی اونجا بود بهش غذا دادم و باهاش یه کم صحبت کردم و ازش فیلم گرفتم برای تمرین امروز.یه ویدئو هم ضبط کردم و ارسال کردم.برای تمرین دست بوسی،دست بوسی مادر رو صبح انجام دادم و ازش سپاسگزاری کردم.دست بوسی پدر هم قبل از سخن های نهان انجام دادم.نجواهای ذهن همیشه میاد که این کارو انجام ندم ولی خدامدد میکنه و انجامش میدم.
    شکرت خدا.
    صبح یه جا میخواستم قضاوت کنم که بهش آگاه شدم ولی بعد از ظهر وقتی با مادرم حرف میزدم یه جا از کوره در رفتم و فهمیدم که کارم گیره این جا.
    شکر که خدامدد میکنه.
    اینم بگم که دوش الهی آب سرد معجزه میکنه واقعا💚🙏🏻
    • 1 هفته قبل
      ماشاالله به داداش عزیزم خداقوتت باشه💚💚💚
      • 1 هفته قبل
        درود و عشق خواهرجان عزیزم بانو فاطمه جان💚
        سپاسگزارم خواهرجان💚✨🙏🏻
        خدا حفظتون کنه💚
        شبتون الهی باشه💚✨
      • 1 هفته قبل
        درود و عشق بر شما خواهرم بانو حمیده جان💚
        سپاسگزارم از مهر و توجه شما خواهرم💚🙏🏻
        خدا حفظتون کنه💚
    • 1 هفته قبل
      ماشالا داداش،👏 که با تعریفا مارو با خودت همسفر کردی .کل مسیری که تعریف کردی  چهره زیبات جلو نظرم بود،😊💚🫂💎
      • 1 هفته قبل
        درود و عشق داداش سروش جان عزیزم💚✨
        سپاسگزارم داداش جانم💚🙏🏻
        چشم های نازنین شما داداش جانم هست که زیبا میبینند💚🌞
        همش به لطف خدای بزرگ و انرژی الهی شما عزیزانم رقم خورد💚✨🙏🏻💎🫂
        شکر وجودتون داداش جانم💚🌞
        من عاشق روایت های شما در بخش سخن های نهان هستم و خیلی دوستون دارم داداشی💚🫂
        ازتون سپاسگزارم بابت زحماتی که میکشید💚🙏🏻
        خداحفظتون کنه💚
    • 1 هفته قبل
      ماشاله به جانتون داداش نازنینم💚بدرخشین همیشه 🌱🙋‍♀️
      • 1 هفته قبل
        درود و عشق بانو ماندانا جان خواهر عزیزم💚✨
        سپاسگزارم از مهر و دعای خیر شما خواهرجان💚🙏🏻
        شکر وجودتون خواهرجان💚
        آمین میگم به دعای الهیتون برای هممون💚🙌🏻
        خدا حفظتون کنه💚
    • 1 هفته قبل
      ماشالله داداش امیرحسین هزیزم،خداقوت به جانتون...🌱🕊💚
      • 1 هفته قبل
        درود و عشق بانو سارا جان خواهر عزیزم💚
        سپاسگزارم خواهرجانم💚🙏🏻
        همش به لطف خدای بزرگ و انرژی دستمه جمعی این چالش الهی کنار ما عزیزانم رقم خورد💚🙌🏻✨
        الهی شکر که این توفیق الهی رو داشتم کنار استادِجان و شما عزیزانم باشم💚🙏🏻
        خدا حفظتون کنه خواهرجان💚
  • 1 هفته قبل
    امروز در مورد غذا دادن به حیوانات یه درسی برام داشت علاوه بر اون حس و حال خوب . غذا رو از دستم نگرفت اول خاست از من تشکر کنه هرچی بهش میگفتم باشه حالا بخور . از دستم نگرفت . براش گذاشتم گفتم بخور عزیزم بازهم نخورد یه نگاه محبت آمیزی داشت که حس سپاسگزاری رو از من داشت و محبت میخاست ناز و نوازشش کردم . بهش گفتم حالا بخور ،من برم میخوری ؟ و من راه افتادم ۱۰ قدم برداشت و بعد به پشت سرم نگاه کردم دیدم به دنبال من داره میاد و ایستاد و خیره به چشمهام شد و به غذایش که ازش دور شده بودنگاه می‌کرد و به من نگاه می‌کرد رفتم جلو و دوباره یه خوراکی دیگه بهش دادم باز ازمن تشکر کرد. یه حس ناب و الهی داشتم. خیلی عمیق بود الهی شکر برای همون لحظه. نمیدونم چطوری منظورم رو بیان کنم. 
  • 1 هفته قبل
    به نام خدا
    توی قبیله الهی SBF چالش های زیادی رو به صورت دسته جمعی و انفرادی انجام دادیم و خارج از قبیله هم همینطور 
    توی تمام این چالش ها حال و هوای الهی رو تجربه کردیم اما موردی که برام خیلی پر رنگ بود این هست که خیلی آرام تر از قبل شدم در این چالش
    آرامش تنها  به معنی دوری از پرخاشگری ها نیست
    این هم هست اما یه آرامش درونی هست که نگاه زیبا تری رو بهم داده 
    الهی شکر برای حضور در این چالش الهی
    💚💚💚
  • 1 هفته قبل
    الهی شکرت 
    برای پاکسازی رفتیم بادخترم کنار بزرگراه 
    بالبخندو عشق دونه دونه کارتن سیگارا و زباله هارو جمع میکردیم 
    چندتا آقا مارو دیدند و یکیشون لبخند زد و گفت خسته نباشید ...اومدیم جلوتر یه آقایی مارو دید لبخند زد یه شکلات از تو جیبش درآورد داد به دخترم و باافتخار نگاش میکرد...اومدیم جلوتر یه آقای دیگه داشت میگفت چه کار خوبی می‌کنند...این جای شکر داره به اندازه ی ۱ساعت تونستم یه زمینم عشق بدم به درختایی که پاسون پر کارتن سیگار بود عشق دادیم 🌱
    باعشق و خنده وحسم بینظیر بود...
    چقدر وایبه قشنگی داشت اون لحظه ای که خم میشدم و زباله هارو جلو اون همه آدم جمع میکردیم...ارع غرور  و منیت شکسته میشه یه قفل درونت میشکنه🪽🤲
    شکر خدای جانم که بهم توان دادی💚💫🤲
    • 1 هفته قبل
      ماشاالله به شما و دختر نازنینت😍👏💚💚، شکر برای وجود مادران بی نظیری مثل شما، خدا حفظتون کنه💚💚
  • 1 هفته قبل
    الهی صد هزار مرتبه شکرت 
    یک نامه ی عاشقانه برای مامان و بابای عزیز و آسمانی ام نوشتم کلی درد و دل کردم خیلی حرف هایی که اون موقع باید می گفتم نگفته بودم الان به مامان و بابای عزیزم گفتم انگار که سه تایی باهم نشسته بودیم داشتیم گپ می زدیم گاهی گریه می کردم گاهی هم می خندیدم خیلی دلم براشون تنگ بود اصلا انگار نیاز بود باید این کار رو می کردم خیلی احساس سبکی می کنم الان خدا را هزاران مرتبه شکر برای این تمرین الهی 
    سپاسگزارم استاد جانم روح بابا حسن عزیز شاد، خدا مادر نازنین تو حفظ کنه 
    و روح همه پدر و مادرهای آسمانی شاد باشه 
    • 1 هفته قبل
      روحشون شاد و قرین رحمت الهی💚💚
  • 1 هفته قبل
    امروز دیگه مادرم قسمم داد که پایش را نبوسم چون اینقدر با عشق است که نمی‌خواهد بچه اش سر خم کند به زور هم سرم را گرفت و بلند کرد و قسمم داد که نیازی نیست و من گوش کردم و احترام گذاشتم به حرف و قسمش و فقط دست و سرش را بوسیدم ولی بر مزار پدر آسمانی ام عکس روی مزار را چند بار بوسیدم و پایین سنگ مزار را به نشانه پابوسی و احترام و تشکر بوسیدم ممنونم از کاکا سهیل گلم و تیم پرقدرت همراهش و همه اعضای قبیله الهی SBF 💚💚💚 که به من کمک کردید و یادآوری کردید و آگاهی و تجربه های گرانبها تون رو دادید تا به اندازه قطره‌ای در مقابل دریایی از عشق و محبت و فداکاری و ایثار و از خود گذشتگی دو فرشته و نعمت الهی رو به جا بیارم و انجام بدهم پدرم ۱۵ ماه قبل عروج کرده و تقریباً ۱۷ ماه در مدت حیات من در این قبیله الهی دست بوس و پا بوسش بودم و بهش خدمت کردم و از روز اول در قبیله الهی بودم و باعث افتخار من است که شاگردی می‌کنم 💚💚💚 الهی شکر برای بودن 💚💚💚
  • 1 هفته قبل
    آنا جون و 
    آقا جونم ... 
    نمی‌دانم نامه‌ام را از کجای این زمین خاکی باید شروع کنم، وقتی شما دیگر اینجا نیستید که آن را بخوانید...
    اما وقتی تو چالش ها با خان داداش سهیل میریم سفر ،از اون سفرهای ناب به اعماق وجود ،دوست دارم بنویسم؛ نوشتن دلتنگی اون روز رو برام راحت تر و سبک تر میکنه برایتان مینویسم شاید باد، شاید باران، شاید آسمان، نامه‌ام را به شما برساند.
    دلم برایتان تنگ شده...
    برای صدایتان، برای نگاهتان، برای بودن‌تان، برای همان آرامشی که فقط کنار شما پیدا می‌کردم.
    از روزی که عروج کردید، بخشی از دلم همیشه چشم به راه مانده است؛
    چشم‌به‌راه یک صدا، یک آغوش، یک «دخترم» گفتن ساده... ولی یه چیز بگم بابا ،مامان !!! بعد از شما خدا خان داداش سهیل و یه خونواده پراز عشق و نور رو سر راهم گذاشت و وقتی من برای اولین بار که تو لایو اومدم خان داداشم بهم گفت "دخترم" ،مثل همون دخترم گفتن های شما بود پراز مهر مادری ،پراز عشق پدرانه مثل اون موقع که شماها بودید وکودک درونم کلی ذوق کرد ...
    کاش می‌شد فقط یک بار دیگر دست‌هایتان را بگیرم و با روغن زیتون ماساژ بدهم ،پاهایتان که از کار کشاورزی ترک میخورد با روغن بادام ماساژ بدهم و غرق در بوسه کنم و بگویم این امضای کارمه که زود زود خوب بشه .‌..
    سرتان را ببوسم و بگویم چقدر دوستتان دارم.
    کاش می‌شد یک بار دیگر کنار هم بنشینیم و من تمام حرف‌هایی را که نگفتم، برایتان بگویم 
    پدر و مادر آسمانی من،
    من هر روز با شما حرف می‌زنم و امروز که روز دست بوسی شماست بیشتر ...
    در سکوت شب، در خلوت دلم، وقتی دلتنگ می‌شوم و به آسمان نگاه می‌کنم شما رو مثل همیشه لبخند به لب و دعاگو میبینم ...
     انگار در تمام بالا و پایین های زندگی ،هر بار که ذوق کردم ،هر بار که بغض چشمانم رو تر کرد دوست داشتم با شما حرف بزنم . من اینجا، با تمام دلتنگی‌هایم، زندگی می‌کنم و دعای خیرتان را در تمام قدم‌هایم حس میکنم 
    روحتان غرق آرامش و نورتان همیشه بر زندگی‌ام جاری باشد.
    دوستتون دارم؛
    امروز، فردا و تا همیشه...
    دختر لوس بابا و مامان
    ۱۴۰۵/۷/۵ یکشنبه 
    • 1 هفته قبل
      روحشون شاد ودر آرامش الهی باشن💚💚💚🌿🕊
    • 1 هفته قبل
      روحشان شاد...💚💚💚
      خدا حفظتون کنه خواهر عزیزم...🙏💚🫂
    • 1 هفته قبل
      ای جانم ملکه بانو جمیله قشنگ خانواده 💚 شکر وجود تون شکر حضورتون 👏🏻👏🏻🤲🏻🤍🕊️
  • 1 هفته قبل
    به غیر از زیبایی ندیدم 💚🕊️🪻 
    او میکشد قلاب را 💚 
    پنجم مهر ۱۴۰۵ 
    توفیق شده بود روز دوم و سوم چالش رفتم شهرستان دست بوسی پدر ومادر
    چالش این دفعه نمی دانم چرا تمرینات زودتر برام انجام میشه انگار ....
    او میکشد قلاب را 
  • 1 هفته قبل
    به نام خداوند بخشنده مهربان 💚
    در یک جایی خوندم در یک مجله پزشکی که مادرها همیشه در کنار بچه هاشون هستند حتی اگر عروج کرده باشند چون بخشی از سلول های مادر در زمان بارداری وارد بدن فرزند می شود و تا آخر عمر مادر کنار فرزند هست کسایی که مادرشان آسمانی شده و دلتنگ مادر هستند تنها نیستند مادر در وجود آنهاست و انگار که اورا نوازش یا آرام می کند با این مطلب امروز عشق و فداکاری مادر برایم معنا شد عشقی که از وجود خودش به فرزند اهدا می کند این است عشق، الله اکبر الهی که قدر دان این همه عشق مادرها و پدران عزیزمان باشیم بقول استاد سپاسگزارشون باشیم که باعث شدن بدنیا بیاییم 💚
    الهی که همیشه سالم و تندرست کنارمان بمانند و روح تمام مادرها و پدرهایی آسمانی شاد باشد روح بابا حسن هم گرامی و شاد 
    • 1 هفته قبل
      ای جانم چه زیبا 💚✅👏🫶🏻🤲🕊️
      • 1 هفته قبل
        شکر وجودتون حمیده بانو 💚
    • 1 هفته قبل
      الهی آمین...🤲🌱🕊🌞
      شکر حضورتون لیلا جانم...💚🫂
  • 1 هفته قبل
    امروز رو جانانه و الهی پیش بردم ، با عشق مادر زمین رو تمیز کردم و قبلش جانانه دست های مادرم رو بوسیدم و بغلش کردم ، و بعد از اون هم جانانه برای پیشی های محله غذایی تهیه کردم و با عشق براشون غذا رسوندم و استوری الهی ام رو گرفتم ،الهی شکر که امروز تمرین ها جانانه بود ، برای پدر عزیز و عیار دار آسمانی ام هم جانانه نوشتم و سپاسگزار وجود پربرکتش هستم 💚✨.
    • 1 هفته قبل
      شکر وجودتون شکر حضورتون 👏🏻🤲🏻 آفرین احسنت به شما 
  • 1 هفته قبل
    یا حق یا نور 🌿💚✨️
    تجربه‌ی امروز؛ روز پنجم چالش الهیمون
    به لطف رب، همه‌چی قشنگ و پر از عشق پیش رفت. 🤲💚
    امروز برای پدر و مادر عزیزم که عروج کردند، یک نامه‌ی عشقولانه نوشتم.
    نشستم باهاشون عشق‌بازی کردم، با خاطراتشون، با جانشون، با ریشه‌هام. 🫂💚حسابی گپ زدم باهاشون و نانه ی الهی براشون نوشتم .🥰
    یکی از دوست‌داشتنی‌ترین قسمت‌های امروز، پاک کردن مادر زمین بود. 🌿
    تجهیزاتم رو برداشتم، جارو هم با خودم بردم و رفتم توی کوچه.
    دیدم فیلترهای سیگار روی زمین مونده؛
    با خودم گفتم نمی‌تونم از کنارشون بی تفاوت رد بشم 
    شروع کردم به جمع کردنشون،
    محوطه رو تمیز کردم و انگار داشتم با دست‌های خودم صورت مادر زمین رو نوازش می‌کردم. 🌿💚
    امروز فهمیدم عشق فقط یک حس قشنگ توی دل نیست
    گاهی عشق یعنی دست به کار شدن برای چیزی که دوستش داری.
    تا کنون موفق به غذا دادن به حیوان نشدم ،ان شاالله اینم قسمتم بشه ،هر چه خدا بخواد ✨️💚
    الهی شکر برای امروز،
    برای پدر و مادر،
    برای مادر زمین،
    و برای این جان که هنوز می‌تونه عشق رو زندگی کنه. 💚✨️
    • 1 هفته قبل
      شکر وجودتون شکر حضورتون شیرین بانو ملکه قبیله آفرین بانوی فعال وپر انرژی شکر وجودتون شکر حضورتون 👏🏻🤲🏻🤍🕊️ جان منید 
      خدا را شکر انجام دادید
      • 1 هفته قبل
        ای جانم آبجی حمیده نازنین 🫂💚😍 از اول پر تب و تاب و عاشق مسیر نور بودی برای من یاد آور مهر و عطوفت الهی هستی ،خدا حفظت کنه که اینگونه عشق میدی 🤲💚شیرین خیلی سپاسگزار خدای جان هست که همنشین های الهی که هر کدام نشان از وجود جانان رو می رسونه در این مسیر داره ،دلت به نور جان روشن باد ،مرسی که هستی قشنگم ،خدا عزتت بده 💚🌿🤲💫🌟
    • 1 هفته قبل
      روح پدر و مادر نازنینت شاد و قرین رحمت حق💚💚، حتما که به وجود با عشق شما افتخار می کنن، شکر وجودتون✨💚
      • 1 هفته قبل
        آبجی محبوبه جانم، درود به جان پرمهرتون 🌿💚
        قربون خدا برم که از دریچه‌ی وجود شما، نگاه پرمهرش رو به من انداخت
        شما برای من یادآور خیلی از فراموشی‌هام هستید
        هر بار کنارتون چیزی از جنس یادآوری، آگاهی و عشق به جانم می‌شینه. ✨
        همیشه از وجود پاک و ذات نیکوتون خدا رو شکر می‌کنم.
        من واقعاً کنار شما کلی یاد می‌گیرم
        از آرامشتون، از متانت رفتارتون، از شمرده و آگاه حرف زدنتون، از ذوق قشنگ درونتون
        از اون حال نابی که بدون هیاهو، فقط با بودنتون به آدم منتقل می‌کنید. 💚
        این نگاه گرم و پرمهرتون برای من نشونه‌ای از حضور دلبر جانه
        انگار خودش از نگاه شما داره بهم می‌گه:
        می‌بینمت، حواسم بهت هست، ادامه بده.💫
        آبجی جانم، سپاسگزار حضور پرمهرتونم.
        خدا می‌دونه چه غوغایی توی جانمه و چه حس قشنگی از این همراهی در دلم جاری شده. 🫂💚
        نور جانتون همیشه پرفروغ باشه
        سپاسگزار چراغی هستم که با عشق در مسیرمون روشن می‌کنید،
        و سپاسگزار وقتی که با دل و جان برای ما می‌گذارید.
        الهی خدا بهتون عزت بده، توانتون رو بیشتر کنه و دلتون رو هر روز از عشق خودش لبریزتر کنه،
        تا سال‌های سال، نور وجودتون توی جان همسفران جاری بمونه. ✨🤲💚
        خدا حفظتون کنه آبجی نازنینم💫🤲🫂
        وجودتون برای من یکی از اون هدیه‌های قشنگ دلبر جان در این مسیره.😍 🌱💫
    • 1 هفته قبل
      شیرین جانم...💚🫂
      روح پدر و مادر عزیزتون شاد..💚💚💚
      • 1 هفته قبل
        جان منی مهربانم ،شکر که دارمت 🤲💚🫂💫🌟

ارسال نتایج به صورت صوتی یا ویدئویی

عزیز فایل صوتی یا ویدئویی نتایج خودت رو میتونی به آیدی تلگرام hamsafaran18@ ارسال کنی تا بتونیم اون رو به دست بقیه همسفران برسونیم.

مشاهده لایو

شروع لایو صبح ساعت ۵:۳۰ صبح و لایو شب نشینی ساعت 20:18 می‌باشد، لایو در بستر وبسایت برگزار می‌شود.
برای شرکت در لایو بر روی دکمه زیر کلیک کنید.
پس از اتمام لایو، در اولین فرصت ویدئو لایو از همین بخش در دسترس است.

مشاهده لایو

شروع لایو ساعت ۵:۳۰ در صفحه اینستاگرام SoheilSangarzadeh2 می باشد،
پس از اتمام لایو، ویدیو ذخیره شده آن در اولین فرصت از همین بخش در دسترس خواهد بود.

پادکست

بخش پادکست در ساعت 5:00 صبح باز خواهد شد و در طول روز چندین پادکست مطابق جدول پخش منتشر می‌شود.

رقص کنان

رقص کنان در ساعت ۵:۰۰ صبح باز خواهد شد.

دفتر عشق

دفترِعشق در ساعت ۶:۱۸ صبح باز خواهد شد و شما می‌توانید ذکر هر روز را در این بخش بنویسید.

تجربه امروز

بخش تجربه امروز در ساعت ۱۸:۱۸ باز خواهد شد و شما می‌توانید تجربه هر روز خود را در این بخش بنویسید.

تجربه من

بخش تجربه امروز در ساعت ۱۸:۱۸ باز خواهد شد و شما می‌توانید تجربه هر روز خود را در این بخش بنویسید.

پرسش و پاسخ

بخش پرسش و پاسخ در ساعت 17:18 باز خواهد شد.

دیدگاه من

دیدگاه من در ساعت 9:18 صبح باز خواهد شد و شما می‌توانید دیدگاه خود را در خصوص پرسش طرح شده بنویسید.

حکایات و روایات

بخش حکایت و روایات در ساعت 16:18 باز خواهد شد و شما می‌توانید حکایت یا روایت روز را مشاهده کنید.

حکایات و روایات

بخش حکایت و روایات در ساعت 16:18 باز خواهد شد و شما می‌توانید حکایت یا روایت روز را مشاهده کنید.

داستان

شروع زمان مشاهده داستان هر روز در 3 مرحله (ساعت های 8:18 صبح، 2:18 ظهر و 8:18 شب) پخش خواهد شد..

استوری

بخش استوری در ساعت ۵:۰۰ صبح باز خواهد شد و در طول روز چندین استوری منتشر می‌شود.

قصه شب

زمان مشاهده قصه شب ساعت 8:18 شب می‌باشد.

یارانِ جان

بخش یارانِ جان ساعت 8:18 صبح باز خواهد شد و در طول روز چندین محتوا منتشر خواهد شد.

شب شعر

زمان مشاهده شب شعر ساعت 9:30 شب می‌باشد.


سهیل سنگرزاده

سهیل سنگرزاده

© COPYRIGHT 2024 SANGARZADEH.COM

تمام صحبت هاى جناب سهيل سنگرزاده در اين سايت نظر و باور كاملا شخصی ایشان می‌باشد.

کانال های تلگرام

صفحات اینستاگرام

00:00 / 00:00

دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۴۰۴ ساعت ۱۷:۱۸ به وقت ایران،
درب اتاق روز اول چالش باز خواهد شد.

00:00 / 00:00

سه‌شنبه ۵ خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۱۸ به وقت تهران،
درب اتاق روز اول چالش باز خواهد شد.

عضویت در کانال رسمی
پیام‌رسان «بله»

یارِ جان دوست عزیز
درود و خدا قوت
عضو كانال رسمى سهيل سنگرزاده «SoheilSangarzadeh18» در پیام‌رسان بله شوید.