
روز سوم چالش
نسخه صوتی
موضوع لایو: بازگشت به دلبرِ جان



ارسال نتایج به صورت صوتی یا ویدئویی
عزیز فایل صوتی یا ویدئویی نتایج خودت رو میتونی به آیدی تلگرام hamsafaran18@ ارسال کنی تا بتونیم اون رو به دست بقیه همسفران برسونیم.

مشاهده لایو
شروع لایو صبح ساعت ۵:۳۰ صبح و لایو شب نشینی ساعت 20:18 میباشد، لایو در بستر وبسایت برگزار میشود.
برای شرکت در لایو بر روی دکمه زیر کلیک کنید.
پس از اتمام لایو، در اولین فرصت ویدئو لایو از همین بخش در دسترس است.

مشاهده لایو
شروع لایو ساعت ۵:۳۰ در صفحه اینستاگرام SoheilSangarzadeh2 می باشد،
پس از اتمام لایو، ویدیو ذخیره شده آن در اولین فرصت
از همین بخش در دسترس خواهد بود.

پادکست
بخش پادکست در ساعت 5:00 صبح باز خواهد شد و در طول روز چندین پادکست مطابق جدول پخش منتشر میشود.

رقص کنان
رقص کنان در ساعت ۵:۰۰ صبح باز خواهد شد.

دفتر عشق
دفترِعشق در ساعت ۶:۱۸ صبح باز خواهد شد و شما میتوانید ذکر هر روز را در این بخش بنویسید.

تجربه امروز
بخش تجربه امروز در ساعت ۱۸:۱۸ باز خواهد شد و شما میتوانید تجربه هر روز خود را در این بخش بنویسید.

تجربه من
بخش تجربه امروز در ساعت ۱۸:۱۸ باز خواهد شد و شما میتوانید تجربه هر روز خود را در این بخش بنویسید.

پرسش و پاسخ
بخش پرسش و پاسخ در ساعت 17:18 باز خواهد شد.

دیدگاه من
دیدگاه من در ساعت 9:18 صبح باز خواهد شد و شما میتوانید دیدگاه خود را در خصوص پرسش طرح شده بنویسید.

حکایات و روایات
بخش حکایت و روایات در ساعت 16:18 باز خواهد شد و شما میتوانید حکایت یا روایت روز را مشاهده کنید.

حکایات و روایات
بخش حکایت و روایات در ساعت 16:18 باز خواهد شد و شما میتوانید حکایت یا روایت روز را مشاهده کنید.

داستان
شروع زمان مشاهده داستان هر روز در 3 مرحله (ساعت های 8:18 صبح، 2:18 ظهر و 8:18 شب) پخش خواهد شد..

استوری
بخش استوری در ساعت ۵:۰۰ صبح باز خواهد شد و در طول روز چندین استوری منتشر میشود.

قصه شب
زمان مشاهده قصه شب ساعت 8:18 شب میباشد.

یارانِ جان
بخش یارانِ جان ساعت 8:18 صبح باز خواهد شد و در طول روز چندین محتوا منتشر خواهد شد.

شب شعر
زمان مشاهده شب شعر ساعت 9:30 شب میباشد.

تاکنون 228 دیدگاه نوشته شده
عزيز ديدگاه خودتو با عشق اينجا بنويس
این چالش و لایوها بی نظیره،کلام براش نیست شکر وحودتون...
الهی صدهزار مرتبه شکر برای لحظه لحظه ی این روزهای الهی که داریم تجربه می کنیم...
اجازه بدیم که دلبرجان اجازه ی زندگی کردن پیدا کنه و اجازه بدیم دلبرجان دسترسی به زندگی کردن داشته باشه، او قرار بود تجربه کنه،نه نجواهای دهن و شیطان...
الهی به امید تو
درود و عشق به استادجانم، شکر وجودتون، الهی صدهزار مرتبه شکر برای این چالش الهی و لایوهایی که به لطف خداوتد اگاهی تازه ای رو به جانم یادآوری می کنه...
درود و خداقوت به فرشتگان پرقدرت تیم،بازهم سپاسگزارم ،هر چقدر از این همه تلاش و لطف شما عزیزان قدردانی کنیم باز هم جای تقدیر و تسکر داره،هدا حفظتون کنه...
درود و خداقوت به یاران جانم و همسفران زتدگی الهی صدهزار مرتبه شکر که کنارهم داریم روزهای بی نطیری رو تحربه می کنیم،شکر وجودتون ...
تاریکی وجود نداره همش عشقه تو همین عشق هاست که نور پیدا میکنی
که از ترسِ تماشاگرا خود رو زندگی نمیکنیم و درگیر تماشاگرا هستیم و افتادیم در بندِ زندان ......
.....
الهی شکر کلامتون استاد جانم ، مرا همین بس .....🫂💚🌟
.....
خداوندا هزاران هزار مرتبه شکرت
💚💚💚💚
دایی شدنتون میارک..
برای نی نی قشنگتون...💚💚💚
بهبه بهبه بهبه...👑💚✨
الهی الهی خودت مسیرمون و نورانی کن✨🤍🕊️
بی نقاب و ریا
دست در دست خود که گم نشی
الهی شکر بابت همین لحظه اکنون 💚💚💚
فصل جدید زندگی براتون سراسر عشق و نور..
در آغوش امن خداوند باشید...🌱🕊🌞
شکر وجودتون...🙏💚💚💚
شکر برای نفس حقتون💚💚💚
اجازه بدیم دلبرجان دسترسی زندگی کردن رو داشته باشه اون قرار بود تجربه کنه اما همش شیطان داره تجربه میکنه... الله اکبر🌱🕊🌞
به نام و یاد حضرت حق💚
الهی به امید تو ای ارباب جهان
الهی به امید تو ای رب
الهی به امید تو ای جان جانان
الهی به امید تویی که حاضری نزدیکی
الهی به امید تویی که هستی که هستیم
پرسیدم تو کیستی؟
فریادزد:من همانم که هستم💚🫂
مدد کن هدایت کن که به جان به اون
ذات الهی مون،به حقیقت وجودمون به
تو به تو دلبر به تو نزدیکتر بشیم
در این شهربازی زندگی
در این کارگاه آموزشی بنام زندگی
با تو قدم برداریم💚🤲
الهی به امید تو
الهی به امید تو
الهی به امید تو💚
سپاسگزارم از استادجانم💚🙏
شکر وجود پربرکت و الهی تون💚🤲
اوست نشسته در نظر ،،،،من به کجا نظر کنم🌱🕊💚
خیلی له شدم
خیلی چالش داشتم
خیلی جاها نباید می رفتم اما می رفتم و دلبرجانم رو اذیت می کردم
خیلی جاها باید می رفتم اما بخاطر راضی کردن بقیه نمی رفتم و خودم رو اذیت می کردم
خیلی حرفها باید می زدم اما بخاطر اینکه بقیه ازم تعریف کنن و راض باشن هیچی نمیگفتم
من بدون عزت نفس بدون ذره ای آگاهی خودم رو فراموش کرده بودم اما به قول استاد جانم همون چالش ها همون له شدن ها الان باعث شده که من اینجا و در این قبیله الهی و عیاردارباشم .دلبر جان استادجان رو در مسیرم قرار داده و باعث شدن که عزت نفس جانانه داشته باشم و بیشتر از قبل قدر خودم رو بدونم و در این مسیر جانانه و الهی و با عشق دست لیلا کوچولو رو بگیرم و بریم شهر بازی و عشق کنیم
من الان دیگه شدم عضوی از قبیله الهی و عیاردارsbf و مثل شیر پشت سرلیلا کوچولو و مثل عقاب بالا سرش هستم و به خودم افتخار می کنم که شادم و از چالش های گذشته کلی درس های الهی تو کوله پشتیم گذاشتم و دست تو دست با دلبر جانم دارم لذت میبرم💚🕊🌱
قربونت برم که نزدیک ترین کسی
به دلبرجان💚
بیا بغلم پادشاه درونم دلبر کوچولوی من
من مست تو شدم چقدر این حال زیباست💚🫂
مرتبه ی دیگه ای رسیدم عمیقتر شدم
مهربان تر شدم،آرام تر شدم،صبورتر
شدم الله اکبر الهی مدد کن که توو این حال
بمونم،بمونیم💚🫂
به دلبرجانت به اون کسی که سالها
کنارته برگردی میگه برگرد برگرد
من هستم این تو بودی که دور شدی
برگرد آغوش من به روی تو بازه
جانم جانم جانم شکرت که هستی
شکرت که هستم هستی که هستم💚🫂
دست تو باشه با اون دلبر کوچولو به صلح
برسیم💚🫂
پادشاه درونم
باصفای درونم
سلطان درونم
عاشقانه دوست دارم شکرت خدا💚💚💚
شکررررررررررررررررررررت
میرود سوی وصال
در چنین روز خوشی
یادِ یار آید به یاد
💚
دلم هورری میریخت.
میگفتم نکنه کفر به خداست..
هنوزم میترسم ولی..
امروز همون حرفارو بهش گفتم، نوشتم، کمی ترس اومد ولی یاد حرفهای استاد افتادم که میگفتن باهاش یقه به یقه بشید..
گفتم خدا امنه! خدا مهربونه، اصلا اگر این حرفها رو به خودش نگم، چجوری بفهمم حقیقته یا نه..
حرفها و مطالبی که برام مبهم مونده و جوابش دست خود دلبره.
امروز براش نوشتم..
و از ترسم عبور کردم..
ممنونم دلبر که به حرفام اجازه ی گفتن دادی..
امروز روز به خودبرگشتنه! خودی که ترس نداره، خودی که میخواد زندگی و بودن رو تجربه کنه.. خودی که بینهایت مهربون و سخاوتمند و نجیب هست..
الهی صدهزار مرتبه شکر
خدایا من میفهمم حس و حال الهی خاص داداش سهیل جانم رو..
شاید در اون حد عمیق لمس نکردم این حس رو..
ولی
اندازه چشم مورچه وقتی حسش میکنم که تنهام و خودمو بغل میکنم و یه حس بغض و دلتنگی میآد و همش دلم میخواد گریه کنم..
من میدونم جوری که لایق دلبره، هنوز رفیقش نشدم، به خودم فرصت میدم، تا کم کم توی دل چالشهای زندگی همیشه دستم توی دستش باشه.. من میدونم او مدد میکنه و دل از غیر خواهم برید و به او دلبسته خواهم شد..
قربونت برم دلبر صبور من..
ممنونم که هستی که هستم..
میبوسمت دلبرجانم..💚😘🫂🌎🙏
شکر، لایو امروز یک مرتبه ی دیگر از عاشقی بود.💎🤞🏻💚
امروز هم یک پله انگار رفتیم جلوتر.
از برگشتن به خودِ الهی، نه با عاشقی بزرگ، بلکه با وصله نزدن.
و بعد برگشتن به خواستن، اهمیت دادن به جان برای جهان بود💚🫂 شنیدن یار.
و امروز، گل سر سبد روزهامون، بازگشت به دلبرِجان، کنار زدن هرچه نقاب هست و برگشت به یار، کنار خود بودن، حامی همیشگی و طرف خود بودن.
پشتتم رفیق✨️💚🫶
دلم، جانم، نفسم، دمم، بازدمم، ای که تو نزدیکتر از دم به من.
دم نزنم پیش تو جز پست پست💚🫂 دم نزنم پیش تو جز پست پست.
خیلی وقت ها خستگی از این میاد که سال ها خودتو ندیدی
خودتو نشنیدی
خودتو انتخاب نکردی
برای نگه داشتن بقیه
خودتو جا گذاشتی
الهی شکرت برای بیداری ، و تکامل هر لحظه ام 💚🤲✨
امروز میخوایم برگردیم به بچگی، دنبال این نیستیم که کی و کجا ما رو در کودکی ناراحت کرد و آسیبی به ما زد، بلکه میخوایم ببینیم چجوری راحت اون بچه خوشحال میشد و ذوق میکرد، ولی امروز باید هزار اتفاق کنار هم بیفته تا ذره ای خوشحال بشه، چی شد که در طول زمان ذوق و شوقش از بین رفت، وقتی بازی میکرد به دنبال این نبود که این بازی چه دستاوردی برای آینده ام داره، وقتی نقاشی میکشید کاری نداشت که استعداد داره یا نه غرق نقاشی میشد، وقتی می رقصید نگاه نمی کرد که خوب می رقصه یا بد، وقتی از ته دل می خندید دنبال این نبود که دندوناش خوب دیده میشه یا نه، چی شد؟ چی شد که اینهمه تماشاگر اومدن تو زندگیمون و همش درگیر تماشاگرا هستیم و از ترس اونا ما خودمون رو زندگی نمی کنیم که نکنه قضاوت و مسخره مون کنن،
اینکه گاهی حالمون بده و نمی فهمیم چرا، وقتی به دستاوردی می رسیم و کیف نمی کنیم، برای اینه که اون خود الهی که قرار بوده اینا رو تجربه کنه رو جا گذاشتیم.
قرار نیست برگردیم به بچگی و دلبر رو درمان کنیم، باید اجازه زندگی کردن به دلبر جان بدیم، از بند این نجواهای ذهن رهاش کنیم تا زندگی کنه، اون قرار بود اینا رو تجربه کنه اما همش شیطان داره تجربه می کنه، کنار خودمون باشیم، کنار خودمون باشیم.
.
سپاس فراوان از استاد جان برای این درسهای مهم🙏💚🙏، شکر وجود بی نظیرتون💚🕊💚
الهی به امید تو که همیشه میگی بازآ، هر آنچه هستی بازآ،
الهی به امید تو که هم بخشنده ای و هم مهربان، مدد کن تا به تو نزدیک بشیم، در این کارگاه آموزشی زندگی با تو قدم برداریم
(یادآوری به خودم از کلام استاد جان)
اون بچه درون کجای زندگی ما جا موند؟ کجا رهاش کردیم؟ میخوایم بریم سراغ کسی که خیلی قبل از اینکه شغل داشته باشی و نقشی داشته باشی به عنوان مادر، پدر، کارمند،... او بود، همون دلبر جان، از کجای مسیر جا گذاشتیمش؟
وقتی بچه بودیم و هنوز چیزی یاد نگرفته بودیم وقتی خوشحال بودیم واقعی خوشحال بودیم و معلوم میشد خوشحالیم، وقتی ناراحت بودیم هم معلوم بود، پنهان نمی کردیم، اون بچه وقتی چیزی میخواست میگفت، از بال زدی پروانه هم ذوق می کرد و نگران مسخره شدن نبود، نقاب نداشت،.... کم کم که بزرگ شدیم یاد گرفتیم که نباید نه بگیم، یاد گرفتیم نقاب بزنیم و خودمونو سانسور کنیم که دوست داشتنی به نظر بیایم، یاد گرفتیم که ظاهرمون رو قوی نشون بدیم، یاد گرفتیم که نباید هر جایی گریه کنیم،... و آروم آروم اون بچه رو کنار گذاشتیم.
زیارت همگی قبول باشه، زائران حرم یار 🌱🕊️🌞
استاد جانم شکر وجودتون، شکر همه یاران جانم 💚 💚 💚 👑 🫂
الهی صدهزار مرتبه شکر بابت وجودم در همین لحظه و تماشایِ با جانِ این لایو الهی 💚🤲
👦👧
❓اون بچه، کجایِ زندگیِ ما،جا موند، کجا بود که رهاش کردیم؟
👌🏼امروز میخوایم بریم سراغ ی نفری(دلبرِجان) که خیییلی قبل تر، اینجا بوده، قبل از اینکه :
👩🔧شغلی داشته باشی
👰 ازدواج کنی
🧔پدر بشی
🤱مادر بشی
👩💼خوای پول در بیاری
🤦♀️بخوای با نقاب هایی که هر روز میزنیم آشنا بشیم.
🤔 کجای این مسیر بزرگ شدنِ ما بود که جا گذاشتیم ش؟
👧👦
بچه که بودیم:
🔸️خیلی چیزها رو هنوز یاد نگرفته بود( آروم آروم بود در مسیر)
🔸️ بلد نبود که خودش رو سانسور کنه، نقاب بزنه.
🔸️وقتی خوشحال بود ،مثه اتوبان چهار بانده، معلوم بود.
🔸️وقتی هم که ناراحت بود، معلوم بود که ناراحته
🔸️وقتی ی چیزی میخواست ،میگفت، ترسی نداشت از نگفتن.
🔸️از چیزی هم که خوشش نمی اومد، اونم مثه اتوبان چهار بانده معلوم بود.
🔸️از بال زدن ی پروانه،ذوق میکرد،
🔸️توو فکرِ این نبود ی کِسی مسخره ش کنه، ی کِسی بهش بخنده.
👨👩🦰
آروم آروم که بزرگ شدیم:
🔸️ما فقط دودوتایِ ریاضی رو یاد نگرفتیم ،
🔸️فقط رانندگی و پول در اُوُردنَ یاد نگرفتیم.
📍چیزهای دیگه م یاد گرفتیم،یاد گرفتیم که:
✖ی جاهایی انگار نباید بخندیم
✖نباید، نه،بگیم
✖نقاب بزنیم ،که دوست داشتنی جلوه کنیم
✖ظاهرمون نشون بدیم که قوی هستیم
✖ نباید هر جایی گریه کنیم
📍و این بچه :
✖آروم آروم چه بلائی سرش اومد،
✖ چه جاهایی خودش سانسور کرد که خوب بنظر بیاد، بقیه دوسِش داشته باشن.
❌ ما برای اینکه دوس داشتنی بنظر بیاییم، خیلی از بخش های وجومون رو یاد گرفتیم دوست نداشته باشیم.
👌🏼امروز ،قراره که :
🍃دلبر جان رو (واقعی) ملاقات کنیم،
🍃 نه اینکه بخواییم بازجویی کنیم ازش( به پر و پاش بپیچیم) .
👌🏼امروز نمی خواییم بریم سراغ اینکه :
▫️در کودکی کی به ما ی حرفی زد که ما ناراحت شدیم
▫️کجاها مارو ناراحت کردن
▫️کجاها به ما آسیب زدن
👌🏼احترام داره، عشق است این حسی که شاید توی تمرین بیاد بالا،میبینمِش، نگاهِش میکنیم.
📍مرور کنید که اون بچه:
🔸️چه جوری زندگی میکرد
🔸️چه جوری رها بود
🔸️با ی چیز کوچیک واقعی خوشحال میشد
👌🏼ولی امروز باید هزار و یک اتفاق کنارِ هم بیفته تا ذره ای خوشحال بشه .
🤔چه اتفاقی افتاد؟چی شد؟چی کار کردیم ما؟
👌🏼امروز جانانه مرور کنید :
❓چی شد که در طول زمان، آروم آروم این بچه دیگه اون ذوق و شوق رو نداره؟
❓چه اتفاقی افتاد؟
👧👦وقتی که امروز کنار اون بچه باشیم،با ما حرف میزنه.
📍اون بچه ای که :
🤸♀️🤸♂️وقتی بازی میکرد به دنبال این نبود که بعد از این بازی چه دستاوردی برای آینده م داره.
👩🎨وقتی نقاشی میکشید نمیفهمید استعداد داره یا نه( غرقِ اون، نقاشی کردن بود)
💃وقتی می رقصید،دنبال این نبود، نمی فهمید اصلا، در بندِ اینها نبود،نگاه نمیکرد که داره خوب میرقصه یا بد میرقصه
😂وقتی که از تهِ دل می خندید،دنبال این نبود که دندونام ،داره خوب جلوه میکنه؟ ( غَش میکرد)رها بود.
❓چی شد، چه اتفاق افتاد؟
🤔این همه تماشاگر از کجا اومدن توو زندگی مون؟که از ترسِ اون تماشاگرا،ما هیچ کاری نمیکنیم، خود رو زندگی ،نمی کنیم،همش درگیر تماشاگرا هستیم:
▫️نکنه ی وقت ی چیزی بگم
▫️نکنه ی وقت مسخره م کنن
▫️و افتادیم در بندِ انسان
👌🏼اینها رو اگر ذره ای درک کنیم، میفهمیم که :
❌تمام مسئله های زندگی مون،
❌اون حال بدی که داریم تجربه میکنیم ( که گاهی نمیفهمی چرا، منکه همه چی دارم، پس این حاله چیه؟)
❌چرا من وقتی به دستاوردی میرسم، چرا کِیف نمیکنم؟
👌🏼متوجه میشی که بابا،اون خودِ الهی ای که قرار بود اینها رو تجربه کنه رو ،جا گذاشتی ،دلبرُ جا گذاشتی.
📍
امروز:
☘ اصلا قرار نیست، ما برگردیم بخوایم دلبر جان رو درمان کنیم،
☘ فقط می خواییم ،اجازه بدیم،که دلبر جان ،اجازه ی زندگی کردن پیدا کنه.
☘ما اجازه بدیم از بند نجواهای ذهن ( شیطان)
اجازه بدیم دلبر جان، دسترسی زندگی کردن رو داشته باشه،(اون قرار بود تجربه کنه) اما همش داره شیطان تجربه میکنه.
📍
امروز:
☘جانانه کنار خودمون باشیم
☘هر حال و احوالی،هر احساسی که میاد، کنارِش بمون.
الهی صدهزار مرتبه شکر بابت درک این آگاهی عظیم 🤲
شکر وجودتون استاد جانم 💚🤲
شکر وجودتون 🤲💚
همیشه رو ز اشنایی با دلبرجانمان تحولی بنیادی درونمون رخ میدهد وتلنگری به ان ایام فراموش شده زده میشه اما خوشبختانه با هدایت استادجانمان ولطف خداوند چندسالی هست که دست دردست دلبریم و سه سال از تولدش میگذره الهی صدهزارمرتبه شکر حال دلمون خوب شد و دوباره اعلام وجودمردیم خداروشکر بابت است روز این چالش و این حضور درکنار یاران وداداش عزیزمان💚 شکراین لحظه که حضورداریم🙏
دوباره میخوایم برگردیم به نفس، به او، به خویشتن خود، دست تو دست دلبر جان، او مدد میکنه.
یاران جان
خدا خیلییییی بزرگه روی او حساب کنیم.
🙏💚🌱🕊️👑 SBF 👑
یاران جانم ، پادکست یک شبی مجنون نمازش را شکست رو از کدوم قسمت میتونم دانلود کنم؟
حال و احوال عجیبی به قلبم نشست 💚🌱
گر کافرو گبر و بت پرستی باز آ
این درگه ما، درگه نومیدی نيست
صد بار اگر توبه شکستی باز آاااا...
ابوسعید ابوالخیر
🙏👌💚💚🌱🕊️👑 SBF 👑💪
باید بچه بشیم، دلبر جان، ایمان کودکانه می خواهد.
خدایا مدد کن به :
🕊پادشاه درونم
🕊سلطان درونم
🕊با صفای درونم ،به تو ،به خود،برگردم 🤲💚
کامنت ها رو میخوندم. به شما که رسیدم یادم اومد که شما خیلی وقته که نیستید.
یا شاید از کم سعاوتی منه.😇
خوشحالم که حضور دارید.
در پناه خدا باشید💚
وقتی داداش داره میگه کودکی رو مرور کنید میخاد این چیزا رو متوجه بشیم البته که خیلی خیلی عمیق تر از این حرفهاست 🫂😍🙏
عزیزم ما تو قبیله چندین بار این تمرینها و تمرینهای مشابهش رو انجام دادیم، با اولین بار هم شاید خیلی حس خاصی نداشتیم اما با تکرار تمرینها و صحبتهای استاد جان در لایوها کم کم فهم عمیقتر و تجربه های قشنگتری پیدا میشه.
تمرین نقاشی با دست مخالف، نوشتن خاطره ای زیبا از کودکی، نوشتن برای کودک درون،... از تمرینها لذت ببر عزیز💚🌹
شما الان دارید چالش ۶روزه ی جانم جهان رو تحربه میکنید
البته حتما به خودتون فرصت بدید هممون هممون همه ی عزیزانی که اینحا هستن به احتمال خیلی زیاد تجربه ی الان شما رو دارن من خودمم داشتم
خیلی از ماها همیشه دنبال این هستیم که زود از یک جیزی یه جیزی دربیاریم که چرا اینجوریه چرا اینجوریه ولی داریم اینحا یاد میگیریم مشاهده گری رو بدون قضاوت🌱🫂🙏
شکر وجودتون
اجازه بدیم دلبرجان دسترسی زندگی کردن رو داشته باشه اون قراربود تجربه کنه
اما همش داره شیطان تجربه میکنه🪞✨
الهی هدایتم کن ظرفمو بزرگ کن تک تک صحبتهای استادجانم رو باجان بشنوم درک کنم و به زندگیم بیارم
هدایتم کن بتونم اجازه بدم وانتخاب کنم تو تجربه کنی بابایی جونم💚🫂✨
مثل کسی که به بیچارگی رسیده و در فاصله یک متری میره و برمیگرده و با خودش میگه حالا برم چی بگم … از کجا شروع کنم… چطور بگم ببخشید… چطور به اون خدای زیبا نگاه کنم …
غافل از اینکه دلبر از قبل بخشیده فقط منتظر آغوش توست و خنده های بعد از قهر میان تو و او
دس دس میکنم برای نشستن کنار قاب عکس دلبر جانم … خدایا توان ملاقات بده … خدایا تو بیا دست منو دلبر رو واقعی بذار توی دست هم این بار محکم تر ، که تو و من و اون یکی هستیم