
روز پنجم چالش
نسخه صوتی
موضوع لایو: ديدنِ نعمت ها



ارسال نتایج به صورت صوتی یا ویدئویی
عزیز فایل صوتی یا ویدئویی نتایج خودت رو میتونی به آیدی تلگرام hamsafaran18@ ارسال کنی تا بتونیم اون رو به دست بقیه همسفران برسونیم.

مشاهده لایو
شروع لایو صبح ساعت ۵:۳۰ صبح و لایو شب نشینی ساعت 20:18 میباشد، لایو در بستر وبسایت برگزار میشود.
برای شرکت در لایو بر روی دکمه زیر کلیک کنید.
پس از اتمام لایو، در اولین فرصت ویدئو لایو از همین بخش در دسترس است.

مشاهده لایو
شروع لایو ساعت ۵:۳۰ در صفحه اینستاگرام SoheilSangarzadeh2 می باشد،
پس از اتمام لایو، ویدیو ذخیره شده آن در اولین فرصت
از همین بخش در دسترس خواهد بود.

پادکست
بخش پادکست در ساعت 5:00 صبح باز خواهد شد و در طول روز چندین پادکست مطابق جدول پخش منتشر میشود.

رقص کنان
رقص کنان در ساعت ۵:۰۰ صبح باز خواهد شد.

دفتر عشق
دفترِعشق در ساعت ۶:۱۸ صبح باز خواهد شد و شما میتوانید ذکر هر روز را در این بخش بنویسید.

تجربه امروز
بخش تجربه امروز در ساعت ۱۸:۱۸ باز خواهد شد و شما میتوانید تجربه هر روز خود را در این بخش بنویسید.

تجربه من
بخش تجربه امروز در ساعت ۱۸:۱۸ باز خواهد شد و شما میتوانید تجربه هر روز خود را در این بخش بنویسید.

پرسش و پاسخ
بخش پرسش و پاسخ در ساعت 17:18 باز خواهد شد.

دیدگاه من
دیدگاه من در ساعت 9:18 صبح باز خواهد شد و شما میتوانید دیدگاه خود را در خصوص پرسش طرح شده بنویسید.

حکایات و روایات
بخش حکایت و روایات در ساعت 16:18 باز خواهد شد و شما میتوانید حکایت یا روایت روز را مشاهده کنید.

حکایات و روایات
بخش حکایت و روایات در ساعت 16:18 باز خواهد شد و شما میتوانید حکایت یا روایت روز را مشاهده کنید.

داستان
شروع زمان مشاهده داستان هر روز در 3 مرحله (ساعت های 8:18 صبح، 2:18 ظهر و 8:18 شب) پخش خواهد شد..

استوری
بخش استوری در ساعت ۵:۰۰ صبح باز خواهد شد و در طول روز چندین استوری منتشر میشود.

قصه شب
زمان مشاهده قصه شب ساعت 8:18 شب میباشد.

یارانِ جان
بخش یارانِ جان ساعت 8:18 صبح باز خواهد شد و در طول روز چندین محتوا منتشر خواهد شد.

شب شعر
زمان مشاهده شب شعر ساعت 9:30 شب میباشد.

تاکنون 137 دیدگاه نوشته شده
عزيز ديدگاه خودتو با عشق اينجا بنويس
الهی شکرت یار، پدر و مادر، شعبه ی دوم خودتن در زمین💚🫂
توی نسل ما خصوصا، شاید خیلی تفاوت دیدگاه ها در تمام زوایا ممکنه بوجود بیاد، اما اونجایی که از کوچه پس کوچه های ذهن، یه سفر کنیم به دل، بخشش رو در مرتبه های بلند شاید بتونیم تجربه کنیم💚🫂✨️
تا فرصت هست با پدر و مادر عاشقی کنیم، یک ثانیه هم از دست ندیم... یا اگر نیستن، روح و جانشون که ناظره، عشق بازی کنیم... تا زنده ایم عشق بازی کنیم💚🫂
ازبچگی مامانم میگفت الناز خدای خوابه .خ میخوابیدم یه لذتی داشت که با هیچی عوضش نمیکردم امروز اون حس بالا آمد گفت برو بخواب ولی یه لذتی از جانم تجربه کردم که دیگه نمیتونم صبح ها بخوابم دوس دارم اون حسو باز تجربه کنم.خدایا شکر برای تجربه بیداری و عشقی که اول منو سیراب کردی و بعد ازدرون من (دست تو دست )با دلبر جان اطرافیانم رو سیراب کردی و این زندگی چقدر زیباست.
یاد اون عزیزی در دلم زنده شد که هر روز رو سرش زغال داغ میریختن و چیزی نمیگفت.
اون عزیز با سکوتش عشق میداد و در نهایت طوری شد که اون شخصی که زغال میریخته عشق رو بغل میکنه و در لحظات آخر که مهمان تن بود بر میگرده و عشق رو تجربه میکنه عشقی که خود دلبره.شکر که در این محفل جانانه و عیار دار هستم.الهی الهی هممون بمونیم در مسیرجان.مسیرعشق .مسیرنور.مسیربرکت.
امروز متفاوت میبینیم و با جانشون سخن میگیم
نجواهای ذهن ممکنه بخواد شیطنت کنه و کمی و کاستی های عزیزان جانمون روبهمون نشون بده خوبه که اینم یادمون نره ماهم کامل نیستیم ولی تا سعی داریم خوبی هاشونو پررنگ تر کنیم
باز ممکنه نجواهای ذهن بیاد بگه اینا خوبی هم دارن!!!!
آگاه باشیم به این دیالوگ ها
بگیم آره ، دارن، اما همین تو نذاشتی من خوبی هاشونو ببینم( مثل همین الان که نمیزاری) و بگردیم خوبی وقشنگی هاشونو ببینیم و ازجانشون ممنون دار باشیم
هدف فقط و فقط ملاقات جان هاست💚😍و پروازمون
شکر وجودت 🙏🏻💚
شکر وجودت داداش سهیل عزیزم👑🫂🌹🙏🏻💚💞
الهی شکر که هستن
الهی شکر که همیشه قدرشونو دونستم و میدونم و خواهم دونست
شکر وجود داداش سهیلم
سپاسگزارم از استاد عزیزم که تکمیل میکنین اون چیزی رو که باید 🌱🌞
من عشق و پرواز رو در نوشتن نامه برایت لمس کردم حس پرواز رو لمس کردم حسی که انگار من اوج گرفتم تا بیام کنارت و دستت رو جانانه ببوسم انقدر این حس عمیق بود که انگار من در آسمان ها بودم کنارت پدر نازنینم من با این تمرین دوباره زنده شدم پدر من تو را در این تمرین در عمق جانم یافتم شکر وجود استاد جانم شکر وجود تون عشق زمان و مکان نمیشناسه لا زمان و لامکان انقدر بینهایت هستش که در هیچ ظرفی نمی گنجه چون مادی نیست از میدان عشق هستش الهی شکرت 🌱🕊🌞💚🫂
چالش رو نتونستم انجام بدم
چون پرستار مامان بودم
این لایو رو الان با مامان دیدیم
شکر وجودتون داداش
مامان عاشق شماست با صداتون جون مبگیره
💚💚💚
چه زیبا گفتید استاد جانم؛ که در بوسیدن دست والدین، جان، جان رو ملاقات میکنه..
این جمله منو پرت کرد به دنیای دیگه و چه زاویه دید و البته حقیقت زیبایی..
و چه معماهایی از دوست داشتنهای آدمها در ذهنم حل شد..
و الآن میفهمم خدا محبتشو به شکلهای مختلف با جلوه های مختلفش به من نشون میداد و برای همینه جانم به بعضی آدمها محبت خاص قلبی داره..
لبخند زدن، امن بودن، حمایت کردن آدمها، از جان اونها میاد که برجان ما میشینه..
سپاسگزارم استاد جانم ، هم معماهای ذهنیم حل شد و هم زاویه دید قشنگی بهم دادید تا بهانه هارو از ذهن بگیرم برای عشق دادن به بقیه خودم..
با اینکه خیلی از جان میگفتید، انگار توی این لایو باید قفل ذهنم باز میشد و به جانم مینشست.
با صد هزار جلوه تماشا کنم تورا
نازنینم ، الهی که دل و جانت جسم و وجودت در پناه او باشد مهربان دلبر جانم🙏🏻🤝🏻☘️💎💚🌻
که پیش چراغم میکشی تا وا شود چشمان من ...
سپاسگزارم که میشنوم میفهمم درک میکنم ، و برای سپاسگزاری از جان از این موهیتهای الهی از قدرت تو جانانه نیابت میجویم که هر چه کنم از شآن پاک و مبارکشان کم جلوه میکند، تو مدد کن خالق مهربانم از جانم سپاسگزارم بابت وجود الهیشان و واسط بین من و تو بودن و زندگی ، خدایا در قلمروی عشق الهی خود مستقرشان گردان ، الهی آمین سپاسگزارم ممنونم متشکرم 🙏🏻🙏🏻🙏🏻💎💎💎😘😘😘💚💚💚
🌱بچه ها،پدرومادرما بی نقص نیستن
فقط ما میخواییم برای چند لحظه از این
حساب کتاب بیرون بیایم،یکم فاصله بگیریم
و ببینیم جان اونهارو.
🌱حساب کتاب نکن نقششون رو،اشتباهاتشون رو یا اینکه برای
من سودی داشتن یا نداشتن،از اینها
فاصله بگیر.
🌱ببینیم که این عزیزان هم،این پدر
و مادر نازنین هم مسافر همین زندگی
بودن،قبل از تو اونها بودن،یه بخشی
از مسیر زندگی هم باتو اومدن و هیچ
کدوممون نمیدونیم تاکجا کنار هم هستیم.
💫بعد جان اونهارو ملاقات نکردیم،چرا؟
چون در نقششون،در اشتباهاتشون،دراینکه
برای من سودی داشتن یا سودی نداشتن
گیر کردیم.
🔅عزیزان جان
🌱امروز زمانی که این تمرین رو انجام
میدید عجله نکنین،نگاه کنین دست عزیزان رو نگاه کنین،ببین…
🌱اصلا لازمم نیست که بخوای حرف بزنی
بخوای چیزی بگی.
🌱توی دل خودت میتونی تکرار کنی،من
همه ی قصه ی تو رو نمیدونم پدر،مادر اما
الان هستم و می بینمت.
🌱داری باجانش سخن میگی،نه باپدرمادر،نه با سرِ پدرمادر،با جانشون
در درون خودت.
🌱عشق،راه خودش رو پیدا میکنه.
🌱جان به جان پیغامش میرسه.
🌱نیاز نیست حتما بخواییم در اون
لحظه زیادی صحبت کنیم،کمی عمیق تر
شو،کمی بمون در سکوت،نگاه کن.
وبعد ببین چه جریانی در جان تو رقم
میخوره.
🔅عزیزان جانی که پدرومادرشون عروج
کردن،خداقوت جانتون باشه،خدا قوت قلبتون باشه،براشون نامه بنویسین هر آن
چیزی که دل تنگت میخواد.
شاید قبل زمانی که بودن میخواستی چیزی
بگی اما نگفتی،بنویس،می بینن،می شنون.
🔅عزیزان جانی که پدرومادرشون شهر دیگه هستن یا خودسون کشور دیگه ای هستن فاصله هست،تلفن بزن،وقت بذار،
ارتباط با جانشون برقرار کن.
💫به هردلیلی اگر دیدی برات سخته
و واقعا نمیتونی،نامه بنویس،عیب نداره.
💫عشق است اگر حضوری بری که نوش
جونت اون حالی که در جان تو مستقر میشه.
💫ولی به هر دلیلی برات خیلی سخت بود
یا اصلا موقعیتش رو نداشتی،نامه بنویس
قشنگ،گپ بزن نمیخوادم کتابیش کنی
با زبون خودمونی بنویس،عشق است
کسایی که یه شاخه گل میگیرن میرن
نوش جونتون دمتون هم گرم.
💎سپاسگزاریم ازخدا که بهمون
فرصت داد امروز،کنارهم باشیم.
💎الهی به امید تو بگین خدا هم
مدد میکنه.
💎اون نیروی الهی درحال جریان
مدد میکنه.
💎بچه ها ایمان ندارم،یقین دارم
که مدد میکنه.
💎برین تجربه کنین.
💎تایم کوتاست
💎ماهمیشه فکرمیکنیم زمان هست،
نه بچه ها،دیروز گذشت تموم شد،از
فردامون خبر نداریم.
💎نمیدونیم اونهایی که دیگه کنارمون
نیستن،نمیدونستیم که فردا نیستن.
الهی صدهزارمرتبه شکر برای این
آگاهی ناب الهی💚🤲
شکروجود الهی استادجانم💚🤲
سپاسگزارم💚🙏
سپاس ک وقت گذاشتید و تایپ کردید من واقعی واقعی استفاده کردم
انرژیش برسه به روح پاکتون💚🫂🌷
انگار همان لحظه تمام نبودنت روی دلم آوار میشود.
دلم برای دستهایت، برای صدایت، برای بودنت… برای یک بار دیگر بوسیدن دستهایت، بیقرار میشود.
کاش میشد فقط برای چند لحظه برگردی…
فقط چند لحظه، تا دستت را ببوسم و بگویم چقدر دلتنگت هستم، پدر…
خیلی بیشتر از آنچه کلمات بتوانند بگویند.
مهربان پدرم روحت شاد اولین چالشی که حضور داشت مهربان پدرم و رفتم دستبوسی چقدر کیف کردم ولی گاهی وقتها خیلی زود دیر میشود امروز با تسبیحی که به یادگار برایم مانده بود کلی باهاش صحبت کردم و روحت شاد مهربان پدرم
مادر عزیزم بهتر از جانم باهاش تلفنی صحبت کردم و چقدر بهم با صداش و با وجودش بهم آرامش داد شکر وجودت مادر نازنینم دوستون دارم فرشته های ناب زندگیم 💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚
به نام مادر ، به نام پدر ، به نام نامی الله 💐
شکر وجودارزشمند وپراز خیر و برکت شما استاد جانم 💚
انچه با دیدن و شنیدین این لایو الهی برایم یاد اور شد قاعده ی شانزدهم از40 قاعده ی شمس تبریزی بود ...
[[خدا بینقص و کامل است، او را دوست داشتن آسان است. دشوار آن است که انسان فانی را با خطا و صوابش دوست داشته باشی! فراموش نکن که انسان، هر چیزی را فقط تا آن حد که دوستش دارد، میتواند بشناسد. پس تا دیگری را حقیقتا در آغوش نکشی، تا آفریده را به خاطر آفریدگار دوست نداشته باشی، نه به قدر کافی ممکن است بدانی، نه به قدر کافی ممکن است دوست داشته باشی]]💚
این امروز در جانم تکرار شد ...🌺
برای انجام دادن هر کاری این چراغی راهی ایست که مسیر را بهتر پیدا کنیم ...🌸
الهی صدهزار مرتبه شکر بابت همین لحظه اکنون که حضور داریم 🌷
💚🌿
میخوام نگاه کنی به دستهای پدرومادر نازنینت
به اینکه:
▫️این دستها چند ساله دارن زندگی میکنن؟
▫️این دستها چندبار کار کرده؟
▫️چندبار خسته شده؟
▫️چندبار برای تو غذا درست کرده؟
▫️این دستها چندبار در رو به روی تو
باز کرده؟
▫️این دستها چه داستان هایی داره که
تو اصلا ازش خبر نداری…
▫️اینکه ببینی این دستها،یروزی بچه بودن
جوون بودن،عاشق شدن،ترسیدن.
▫️باهمون دستها اولین نفری که وقتی به
دنیا اومدی بغلت کرد،اون دستها بود.
💫چقدر این نگاه ها ازش فاصله داریم.
🔅امروز اصلا نمیخوام بچه ها به هیچ
عنوان نمیخوام پدرمادر رو بدون نقص
یک انسان کامل جلوه کنم،معرفی کنم به
هیچ عنوان،ابدا.
🔅پدرمادر هم اشتباه میکنن،اشتباه کردن
همین طور که ما،استباه کردیم و باز هم اشتباه
میکنیم.
💫عزیزان جانی که به هر دلیلی با پدرمادرشون
مسئله ای دارن،چالشی دارن به هر دلیلی قهر کردن
یا سؤتفاهم یا هرچی که تو اسمشو میزاری،این تمرین
اصلا آشتی اجباری نیستا،به هیچ عنوان.
💫این تمرین فقط دیدنه ،دیدن جان اون ها
هوی درون اون ها،فقط…
🔅وقتی امروز دست بوسی پدرماذر رو میری
درواقع داری دست جان اون هارو بوسه میزنی.
🔅وقتی دست پدرمادرت رو،گرفتی،ریشه های
خودت رو لمس کردی،ریشه هایی که درجان اون
ها مستقره.
🔅از پدرومادر یکم فاصله بگیریم،از اون نقششون
💚هوی درونشون رو ببین
💚خدا همونجا در اون لحظه منظر توئه
💚اون هوی درونشون
💚اون نفسی که خدا داره در اون تن میکشه
💚جان اون ها منتظره
💚منتظره که تو رو ملاقات کنه
این تمرین خدا میدونه که چه میکنه باجان ما.
هر بار با تکرار تمرینات یه تجربه عمیق تر و متفاوت تر داریم به لطف خدا و به قول شما چیزی که تجربه کردیم پارسال، امروز جنسش فرق میکنه...
اون احساس درونی و اون تفاوت به خاطر نگاه ماست که تغییر کرده... و نگاه ما هم به برکت وجود شماست که تغییر کرده..
یه جنس دیگه هر بار برامون معنا میشه در وجودمون..
این تمرین دست بوسی... این اقدام الهی... هر بار انگار معناش تغییر میکنه... 🕊️
البته که این تمرینات چالش ها به لطف خداوند دیگه شده روتین...
اما تو چالش ها حال و احوالش متفاوته.. جنسش متفاوته... و همش به برکت این انرژی الهی دسته جمعی که جاریه ..✨
الحمدلله و شکر کلام الهی شما استاد جانمان که هربار دریچه ای عمیق تر در وجودمون به سمت آگاهی باز میکنه🤍✨🙏
🔅روز روزه عجیب الهیه،روزیه که اگه
دلمون حاضر باشه،دره خیلی چیزها در
جهان درونمون باز میشه
چشم جانمون باز میشه
🔅امروز میخواییم یکم سرمون رو از
روی خودمون بلند کنیم و اطرافمون رو
نگاه کنیم چون این چالش جان و جهان
فقط جان من،نیست
🔅این جهان پرازجانه،در نقش های
مختلف
🔅میتونیم در نقش های مختلف،جان ها
رو ببینیم یا نه در نفششون گیر میکنیم؟و
فرصت دیدن جانشون رو از دست میدیم؟
🔅یکی از نشانه های رشد انسان همینه
که،بتونه آدمی که رو به روش قرارگرفته
🔸جانش روببینه
🔸اون هوی درونش رو ببینه
🔸نه فقط نقشش رو
🔸نه فقط اشتباهاتش رو
🔸نه اینکه ببینه چه سودی براش داره
🔸جانشون رو ببینه،اون هوی درونشون رو ببینه
💫میبینی چجوری این بازی، با نقش هایی که
آدم ها دارن،که هر کسی هم توو مسیر خودش نقش درست خودش رو انجام میده،ازنگاه ما چه درست
چه غلط،نقشی که باید در اون لحظه،در اون تایم.
💫شیطان مارو
🔹درگیر نقش ها میکنه
🔹درگیر اشتباهات آدم ها میکنه
🔹درگیر این میکنه که ببین برات سود داشته یا نه؟
🔹واصلا امان نمیده هوی درونشون رو ببینیم
🔹هوی درون،خدای درون آدم هاست
🔹وشیطان تمام تلاشش رو میکنه که خدارو نبینیم.
همه در آرامش خوبند، اما در بحران اگر کسی آرام بماند و آگاه باشد، هنر است
از نزدیکانمون شروع کنیم… از مادر، پدر، خواهر، برادر…
نه برای تایید، بلکه برای رشدِ روح خودمون.
احترام ریشه میسازه… و در این روزها، بیش از همیشه ارزشمندتره.
این روزها این مهارت و این منش، خودش یک نعمت و هنر خاصه.
سپاسگزارم داداش واستاد نور بابت تمرینات الهی
بابت اینکه یاداور میشی چه کسی هستیم
شیطان مار درگیر نقش های ادم ها میکنه که هو درون ان ها را نبینم هو درون همون خدا هست
به نام مادر به نام پدر
که باعث شدند در این تایم همین لحظه الان ما حضور داشته باشیم
روز عشق بازی با پدر و مادر ...........
پدر اسمانی ام نبودی اما میدانم که حسش میکنی عشق بازی رو........
روز عشق بازی با او در قالب پدر و مادر........
روز عشق بازی با او در جسم پدر و مادر ...........
روز عشق بازی با او از طریق پدر و مادر ........
دیدیم همه چیز بهانه ایست برای ملاقات تو.......
هر بار به یه شکل ، به یه بهانه ، به یه طریق به ملاقات تو می اییم ........
همه راهها به ملاقات تو ختم میشوند ........
🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍
الهی شکر برای بودن، برای نفس کشیدن، برای این فرصت کوتاه زندگی
گاهی از خودمون بپرسیم:
من کیستم؟ از کجا آمدهام؟ آمدنم بهر چه بود؟
این جهان پر از جانهاییست در نقشهای مختلف.
بیاییم امروز، برای چند لحظه از نقشها عبور کنیم و جانِ آدم روبهرومون رو ببینیم.
پدر و مادر ما بینقص نیستند
ما هم نیستیم.
اما آنها هم مسافر همین زندگیاند؛ با قصهای که ما همهاش را نمیدانیم.
امروز اگر دست پدر و مادرمان را میبوسیم،
فقط دست یک انسان را نبوسیم.
ریشهمان را لمس کنیم. 🌿
شاید خدا همانجاست؛
در همان دست،
در همان نفس،
در همان جان.
گاهی برای دیدن خدا،
کافیست چند لحظه
آدم روبهرویمان را از پشت نقشها ببینیم. 💚✨️
الهی شکر برای ریشهها،
برای بودن،
و برای فرصتی که هنوز داریم
جانانه ببینیم و جانانه زندگی کنیم. 🤲🌿
شکرت خدا که در این تایم از جهان مادی،به لطف و مدد خودت و آموزه های الهی استاد جانمون، آگاه شدیم که توو ظاهر گیر نکنیم، ی چیزی فراتر از اون هستش که ارزش بودن در این جهان مادی رو خیلی حائز اهمیت کرده و اون دیدنِ هویِ هر آن کس و هر آن چیزی ست که هست و خودش هم داره بودن رو تجربه می کنه ( ملاقات جان ها).
الهی مدد کن هر لحظه دلمون حاضر باشه تا توو ظاهر آدم ها،توو ظاهر چالش هایی که میزارن سر راهمون گیر نکنیم و فقط و فقط تو رو ببینیم در جان شون که داری تجربه میکنی.
هر چه این ملاقات ،الهی تر،تجربه ی بودن در این جهان مادی هم،الهی تر،ارتقای مرتبه ی آگاهی مون هم الهی تر،خواهد بود.
الله مدد
حق مدد
هو مدد
🙌💚
الهی صدهزار مرتبه شکر بابت وجودم در همین لحظه و مرور این لایو الهی 🤲💚
💎💎💎
کلام استاد جانم یادآوری به خودم:
🌱امروز می خواییم یکم سرمون رو از روی خودمون بلند کنیم و اطرافمون رو نگاه کنیم چون این چالش جان و جهان فقط جانِ من، نیست .
🌱این جهان پُر از جانه، در نقش های مختلف.
🌱 می تونیم در نقش های مختلف، جان ها رو ببینیم یا نه در نقشِشون گیر می کنیم؟و فرصت دیدن جانشون رو از دست می دیم؟
🌱یکی از نشانه های رشد انسان همینه که ،بتونه آدمی که رو به روش قرار گرفته؛
🔹️جانِش رو ببینه،
🔹️هوی درونش رو
🔹️نه فقط نقشِش رو ،
🔹️نه فقط اشتباهاتش رو،
🔹️نه اینکه ببینه چه سودی براش داره.
🔹️جانشون رو ببینه ،اون هوی درونشون رو ببینه.
👌🏼می بینی چه جوری این بازی، با نقش هایی که آدم ها دارن ،که هر کسی هم توو مسیرِ خودش نقش درست خودش رو انجام میده (از نگاه ما چه درست چه غلط) (نقشی که باید در اون لحظه ،در اون تایم ).
🌱شیطان ما رو:
▫️درگیرِ نقش ها می کنه ،
▫️درگیر اشتباهاتِ آدم ها می کنه،
▫️ درگیر این می کنه که ببین برات سود داشته یا نه ؟
▫️و اصلاً امان نمیده هوی درونشون رو ببینیم.
🕊 هوی درون، خدای درون آدم هاست.
▫️ و شیطان تمام تلاشش رو می کنه که خدا رو نبینیم.
🔅🔅🔅
زمانی که داری دستبوسی پدرو مادر رو می کنی می خوام نگاه کنی به دست های پدرو مادر نازنینت، به اینکه؛
🔸️ این دست ها چند ساله دارن زندگی می کنن؟ 🔸️این دست ها چند بار کار کرده ؟
🔸️چند بار خسته شده؟
🔸️ چند بار برای تو غذا درست کرده ؟
🔸️این دست ها چند بار در رو به روی تو باز کرده؟
🔸️ این دست ها چه داستان هایی داره که تو اصلاً ازش خبر نداری!!!
🔸️ اینکه ببینی این دست ها، یه روزی بچه بودن، جَوون بودن، عاشق شدن، ترسیدن .
🔸️با همون دست ها اولین نفری که وقتی به دنیا اومدی بغلت کرد ،اون دست ها بود.
🤔چقدر این نگاه ها ازش فاصله داریم .
🌱امروز نمی خوام بچه ها به هیچ عنوان نمی خوام پدرمادر رو بدون نقض یک انسان کامل جلوه کنم، معرفی کنم به هیچ عنوان ابدا.
🌱 پدرمادر هم اشتباه می کنن، اشتباه کردن همین طورکه ما، اشتباه کردیم و باز هم اشتباه می کنیم.
☘ عزیزان جانی که به هر دلیلی با پدرمادرشون مسئله ای دارن، چالشی دارن به هر دلیلی قهر کردن یا سوءتفاهم یا هر چی که تو اسمشو می زاری، این تمرین اصلاً آشتیِ اجباری نیستا.
👌🏼 این تمرین فقط دیدنه( دیدن جانِ اون ها، دیدن هوی درون اون ها)
🌱 وقتی امروز دست بوسی پدر ومادرُ میری ،در واقع داری دستِ جان اون ها رو بوسه می زنی.
🌱 وقتی دست پدر ومادرت رو،گرفتی (ریشه های خودت رو لمس کردی) ریشه هایی که در جان اون ها مستقره .
🌱از پدر ومادر یکم فاصله بگیریم، از اون نقششون:
🕊 هوی درونشون رو ببینیم
🕊 خدا همون جا در اون لحظه، منتظر توئه.
🕊اون هوی درونشون.
🕊 اون نفسی که خدا داره در اون تن می کشه.
🕊 جان اون ها منتظره.
🕊 منتظره که تو رو ملاقات کنه
🔅🔅🔅
این تمرین خدا می دونه که چه می کنه با جان ما .
بچه ها:
☘پدر و مادر ما بی نقص نیستن، فقط ما می خواییم برای چند لحظه از این حساب کتاب بیرون بیایم، یه کم فاصله بگیریم و ببینیم جانِ اون ها رو .
☘حساب کتاب نکن نقششون رو، اشتباهاتشون رو یا اینکه برای من سودی داشتن یا نداشتن، از اینها فاصله بگیر.
☘ ببینیم که این عزیزان هم، این پدر و مادر نازنین هم مسافرِ همین زندگی بودن( قبل از تو اون ها بودن) یه بخشی از مسیر زندگی هم با تو اومدن و هیچ کدوممون نمی دونیم تا کجا کنار هم هستیم.
🤔 بعد جان اون ها رو ملاقات نکردیم،چرا ؟
چون در نقششون ،در اشتباهاتشون، در اینکه برای من سودی داشتن یا سودی نداشتن گیر کردیم.
🔅🔅🔅
عزیزان جان:
🔹️ امروز زمانی که این تمرین رو انجام میدید عجله نکنین، نگاه کنین دست عزیزان رو نگاه کنین. ببین.
🔹️ اصلاً لازمَم نیست که بخوای حرف بزنی، بخوای چیزی بگی .
🔹️توی دل خودت می تونی تکرار کنی( من همه ی قصه ی تو رو نمی دونم پدر ،مادر اما الان هستم و می بینمت)
🔹️ داری با جانش سخن میگی ،نه با پدر مادر، نه با سَرِ پدر مادر (با جانشون در درون خودت).
🔹️ عشق، راه خودش رو پیدا می کنه .
🔹️جان به جان پیغامِش میرسه.
🔹️ نیاز نیست حتماً بخواییم در اون لحظه زیادی صحبت کنیم، کمی عمیق تر شو،کمی بمون در سکوت ،نگاه کن.
🔹️ و بعد ببین چه جریانی در جانِ تو رقم می خوره.
🌱🌱🌱
عزیزان جانی که پدر ومادرشون عروج کردن، خدا قوت جانتون باشه ،خدا قوت قلبتون باشه( براشون نامه بنویسین هر آن چیزی که دل تنگت می خواد).
شاید قبل زمانی که بودن می خواستی چیزی بگی اما نگفتی بنویس، می بینن ،می شنون.
🌱🌱
عزیزان جانی که پدر ومادرشون شهر دیگه هستن یا خودشون کشور دیگه ای هستن فاصله هست (تلفن بزن ،وقت بذار، ارتباط با جانشون برقرار کن).
🌱🌱🌱
به هر دلیلی اگر دیدی برات سخته و واقعاً نمی تونی،(نامه بنویس) عیب ندارم .
🌱🌱🌱
عشق است اگر حضوری بری که نوش جونت اون حالی که در جانِ تو مستقر میشه .
🌱🌱🌱
به هر دلیلی برات خیلی سخت بود یا اصلاً موقعیتش رو نداشتی (نامه بنویس) قشنگ،گپ بزن نمی خوادَم کتابیش کنی،( با زبون خودمونی بنویس) عشق است کسایی که یه شاخه گل می گیرن میرن نوش جونتون دمتون هم گرم.
🌱🌱🌱
سپاسگزاریم از خدا که بهمون فرصت داد امروز، کنار هم باشیم.
▫️ الهی به امید تو بگین خدا هم مدد می کنه.
▫️ اون نیروی الهی در حال جریان مدد می کنه.
▫️ بچه ها ایمان ندارم یقین دارم که مدد می کنه.
▫️برین تجربه کنین .
▫️تایم کوتاست
▫️ما همیشه فکر می کنیم زمان هست، نه بچه ها، دیروز گذشت تموم شد، از فردا مون خبر نداره.
▫️نمی دونیم اونهایی که دیگه کنارمون نیستن نمی دونستیم که فردا نیستن.
الهی صدهزار مرتبه شکر بابت درک این آگاهی عظیم 🤲
شکر وجودتون استاد جانم 💚🤲
به نام خداوند بخشنده و مهربان💚
به نام خدایی که حاضره،نزدیکه
به نام خدایی که در نفس های من
زندگی میکنه
به نام خدایی که از رگ گردن به من
به ما نزدیکتره
به نام هو
به نام حق
به نام مادر
به نام پدر
بنام پدر،بنام مادری که وسیله ای بودن
و انتخاب کردن که ما در این لحظه،حضور
داشته باشیم،زندگی رو،بودن رو،تجربه کنیم
زمانی اینو فهم میکنیم که ارزش بودن رو،فهم کنیم که الان هستم،الان حضور دارم
دارم تجربه میکنم بودن رو
اونجایی،فاصله میگیریم از این فهم،که مادیات زندگی رو،میبینیم،در حالیکه
اصلا این داستان دیگری ست،ریشه ی
ماست،اصل ماست،داریم مقایسه میکنیم
با چیزهای دیگه زندگی
و این جاییه که اگر،فهمش نکنیم،پرده های
من کیستم،ز کجا آمده ام،آمدنم بهر چه بود
کنار نمیره،چون دیدن اینها یعنی سپاسگزاری،فارغ از نقشی که پدرومادر
داشتن،اونا برای بعده،بیا عقب تر،بیا اول
داستان رو ببین،فیلم رو نزن جلو،برگرد
الهی به امید تو رب
الهی به امید تویی که هستی که هستیم
مددکن هدایت کن مارو لحظه ای به
حال من رها نکن
شکرت خدا شکرت خدا شکرت خدا
شکر برای مادر
شکر برای پدر
سپاسگزاریم ازشون که وسیله ای شدن
وسیله ای الهی بودن که مارو وارد این
وارد این تجربه ی جهان مادی…
تجربه ی بودن…کنن.
سپاسگزاریم ازشون🙏
الهی به امید تو💚
سپاسگزارم از استادجانم
شکر کلام الهی و حقتون💚🤲
بنام خداوند بخشنده و مهربان
بنام خدایی که حاضره ،نزدیکه
بنام خدایی که در نفس هایِ من زندگی میکنه
بنام خدایی که از رگ گردن به من ،به ما نزدیکتره
بنام هو
بنام حق
بنام مادر
بنام پدر
بنام پدر ،بنام ِمادری که وسیله ای بودن و انتخاب کردن که ما در این لحظه ،حضور داشته باشیم،زندگی رو ،بودن رو،تجربه کنیم .
زمانی اینو( فهم میکنیم )که ارزشِ بودن رو،فهم کنیم ( که الان هستم، الان حضوردارم ، دارم تجربه میکنم بودن رو) .
اونجایی،فاصله می گیریم از این فهم ،که فقط مادیاتِ زندگی رو،میبینیم،در حالیکه که اصلا این داستان دیگری ست،ریشه ی ماست،اصلِ ماست،داریم مقایسه میکنیم با چیزهای دیگه ی زندگی.
و این جاییه که اگر،فهمِش نکنیم ،پرده هایِ من کیستم، زکجا آمده ام،آمدنم بهرِ چه بود، کنار نمیره،چون دیدن اینها یعنی سپاس گزاری(فارغ از نقشی که پدر و مادر، داشتن) ،بیا اولِ داستان رو ببین،برگرد.
الهی به امید تو رب
الهی به امید تویی که هستی که هستیم
ما رو لحظه ای به حالِ من رها نکن
شکر برای مادر
شکر برای پدر
سپاس گزاریم ازشون که وسیله ای شدن،وسیله ای الهی بودن ،که مارو واردِ این زندگی (تجربه ی جهان مادی ،تجربه ی بودن) کنن.
الهی به امید تو
الهی صدهزار مرتبه شکر برای وجود پر برکت استاد عزیزم که من،جانم،دلبر جانم وبودن رو بهم یادآوری کرد.
الهی شکر برای این قبیله وچالش الهی.شکر برای وجود تک تک روح های الهی که در این محفل ودر هر لحظه کنار هم هستیم.شکر وجود همه فرشتگان وعزیزان سایت.
اما قبل از همه شکر وجود خدای بزرگ ومهربونم که :
من،استادم،یاران جانم ،پدرو مادر نازنینم وهمه آفرینش ،خود او هستیم.
هوی درون تمام ما یکی وفقط اوست.
شکر که این فرصت را بهم داد تا در این تایم از جهان در این لحظه در کنار یاران قبیله وپدر مادر نازنینم باشم.
امروز ولایو امروز متفاوت از همیشه بود.فهمی جدید از بودن وجان،و وجود و دستبوسی پدر ومادر را برام داشت.
الهی شکر برای امروز که میخوام این عشق رو جاری کنم وخدای مهربونم رو ملاقات کنم.
همیشه این دستبوسی رو انجام میدادم در چالشها،اما امروز با درک تازه ای انجامش میدم.
مامان قشنگم،پدر نازنینم سپاسگذارم از خدای خوبم که شما رو آفرید ومن فرزند شما هستم.شکر که همه این سالها کنارتون بودم.الهی شکر که هنوز فرصت دارم تا بغلتون کنم،ببوسمتون،دستهای زحمتکش وخستتون رو ببوسم وبا جانتون حرف بزنم.
الهی الهی الهی هزار مرتبه شکر.
خدا بی بی رو حفظ کنه وروح بابا حسن نازنین که استاد جانم رو به این دنیا آوردن شاد.من به نوبت خودم از خدای دورنشون سپاسگذارم که ریشه این مسیر الهی شدن.
روح تک تک پدر ومادر های مهربون ودوست داشتنی که آسمانی شدن اما کنارمون هستند شاد.
خداجونم شکرت برای امروز که هستم.💚💚💚
بله.
اونجایی که استاد بزرگوارمون گفتند که مراقبت کنید از اینکه در تله ی قیاس نیافتید رو هر کدوممون به نسبتی تجربه کردیم. و این شاید بزرگترین دستاورد هر انسانی باشه که
مسیر رو طولی نبینه . مسیر عرضیه. یعنی تو میتونی با نگاهی به یار جان یا همسفری الگویی که با تو هماهنگه رو برداری اما نمیتونی مسیر رو رها کنی به خاطر اینکه بغل دستیت یک آپشن بالافرض به زندگیش اضافه شده.💚
༺❀━━ 𝐒𝐁𝐅 ━━❀༻
༄ 📖 «دفترِ جان» ༄
لایوِ روزِ پنجمِ چالشِ 6 روزه جان و جهان | دورِ سوم 🏁
🎙موضوع لایو:
مادر و پدر
▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
امروز روز بازگشته، روز بازگشت به نقطه آغاز، امروز روز دستبوسی پدر مادره، روز پرواز تکتکتون
◇ همه ما از دو نفر به دنیا اومدیم. همه ما از دو نفر به این دنیا اومدیم که انروز هستیم. داریم بودن رو تجربه میکنیم. دو نفری که شاید پر از نقص بودن، دو نفری که شاید پر از زخم بودن، اما یک چیز قطعیه اینجا که اون دو نفر وسیلهای بودند که تو امروز اینجایی. که تو امروز اینجا هستی و بودن رو فارغ از کجای زندگی قرار دادی، داری بودن این دم و بازدم رو داری تجربه میکنی.
✰ اصلا بقیهشو بذار کنار، همین که الان هستی، داری دم و بازدم رو تجربه میکنی، این نعمته. این رو میفهمی؟ این حقیقت بزرگ رو میفهمی؟
✪ آخرین بار کی از پدر و مادرت سپاسگزاری کردی؟ چه در حیات هستند، چه نیستند، کی بود؟ فقط بابت اینکه وسیلهای شدن که امروز هستی این کمترین نگاهیه که میتونی بهشون داشته باشی، کی بود؟
◇ ز اندازه و ساقی میم اول مرا را کا وانگه به دل من خوش نمیکردم بیش از این، روم بگفتمش خواب خوش بری نکردم پیش از این، روز فراق او چون شبها، شب خواب، شب خوش گفت خواب.
✰ این حالی که امروز داریم، خشم و کینه و نفرت، اینکه نمیتونم من، نمیتونم پدرم رو ببخشم، از این مرحله باید گذر کنی. باید امتیاز این مرحله از بازیت رو بگیری، بایدیه. هیچ راه فراری نداره.
✪ به هیچ عنوان تارگت ما این نیستش که چیزی به پدر مادر اضافه کنیم. من با جهان درون تو، فقط تو کار دارم، نه پدر مادر. اینجا بازی بین عشق و منیته. برو تو زمین عشق بازی کن.
◇ اونی که بهت عزت میده، اونه که بزرگت میکنه، اونه که کاری میکنه تو مسیر بازیت کن فیکون بشه، درها برات باز میشه.
✰ پدر مادر دعا کنن خیلی زیباست، عالیه، ولی دعا هم نکنن، تو وقتی با نیت اون کار خودت رو به نحواحسن انجام بدی، کار تمومه. اینجا تو بازی خودتو داری.
◇ فکر نکن این تمرین برای اینه که آخی اونا گناه دارن، برن دستشون رو ببوسم، زحمتم رو کشیدن. اصلا اونایی وجود نداره. اونا بازی درون توئه. تو هنوز تو اونایی، کل بازی در جان توئه، درون توئه.
✪ کل بازی، بهشت جهنم درون ماست. تمرین برای توئه. از این ابزار داری استفاده میکنی که تو ساز دلت الهی کوک بشه.
✰ تو نه اونها، اونا بازی خودشون رو دارن. تو مهمی اینجا. اینجا داری تو خودتو نجات میدی. تو داره ساز دل تو داره قفل جانت، اونجایی که گره خورده، تو داره اون رو در جانت باز میکنه، برای تو، تا هستن کیف کنین باهاشون.
◇ همهش یه بازی بچهها، همش بازیه، کل بازی بین تو دلبره. اصلا بقیه ای نیست. اگر بقیهای هست، خودِ تویی. فقط این رو درک کن که
✪ بیرون ز تو نیست هر آنچه، هر آنچه چه در عالم هست، هر آنچه در عالم هست، بابا در خود بطلب هر آن چه خواهی که تویی. کل بازی بین تو و دلبره.
مقدار یار هم نفس چون من نداند هیچکس
ماهی که در خشک اوفتد قیمت بداند آب را
✰ عزیزان جانی که پدر و مادرشون از تن جدا شدن، نامه براشون بنویسین، اگر میتونی بری سر مزارشون، برو سر مزارشون. باهاشون کیف کن، باهاشون عاشقی کن. بذار، بذار اون چراغه رو روشن کنی درونت.
◇ عشق زمان و مکان نمیشناسه، میرسه میره میشینه همون جایی که باید بشینه.
چراغ روشن کن.
✪ روز پرواز تک تکتونه. تایم کوتاهه، فردا میتونه این فرصت نباشه. این فرصت رو از دست بدی، این کلید الان دم دسته. از این شاه کلید استفاده کن، فردا دیگه این کلید نیستا. حواست باشه که تا تایم هست استفاده کنی، وگرنه جهنم میشه ها، اون حسرته میخورتت.
✰ تو نیت کن، او مدد میکنه. اینها رو ساده نگیری. داره تو رو مستقر میکنه در یک جایی از جان که سالهاست اصلا بهش سر نزدیم.
✪ امروز دلبر جان داره تماشاتون میکنه که شما برنده باشید. برید تو دلش خورد کنید، منیت خورد کنید، نجواهای ذهن رو خوب بشکونید.
◇ بابا بشکون، بسه بیا اینور، بیا اینور ببین چه خبره. بیا این ور، از این گذر کن، ببین چه خبره، چه اتفاقهای ناب الهی برات میافته.
✰ امروز قراره جان قدم برداره. امروز جان قراره که اعلام حضور کنه. وقتی که جان، بچهها، قدم برمیداره، آی رقص کنان دلبر میتازونه .
◇ یه جوری میتازونه، وقتی اون نیت خوشکله باشه، یه جوری میتازونه که سر جا میمونه، اصلا نمیتونه با تو نجوا کنه اصلا.
✪ تو نیت کن او مدد میکنه.
✪ به نام و یاد حضرت حق، به نام خداوند بخشنده و مهربان، به نام خدایی که حاضر، نزدیک، به نام خدایی که در نفسهای من زندگی میکنه، به نام خدایی که از رگ گردن به من، به ما نزدیکتره، به نام هو، به نام حق، به نام مادر، به نام پدر، به نام مادری که وسیلهای بودند، انتخاب کردم که ما در این لحظه حضور داشته باشیم، زندگی رو، بودن رو تجربه کنیم.
✰ زمانی این رو فهم میکنیم که بودن رو، ارزشش رو فهم کنیم که الان هستم، الان حضور دارم، دارم تجربه میکنم بودن رو.
◇ اونجایی فاصله میگیریم از این فهم که فقط مادیات زندگی رو میبینیم، در حالی که این یک داستان دیگریست. مثلا ریشه ماست، اصل ماست. داریم مقایسه میکنیم با چیزهای دیگه این زندگی و این جاییه که اگر فهمش نکنیم، پردههای «من کیستم، ز کجا آمدهام، آمدنم، آمدنم بهر چه بود» پردهاش کنار نمیره.
✪ چون دیدن اینها یعنی سپاسگزاری، فارغ از نقشی که داشتن اونا.
◇ برای بعد، بیا عقبتر، بیا اول داستان، بیا اول داستان رو، فیلم رو نزن جلو، برگرد.
✰ الهی به امید تو رب، الهی به امید تو دلبر، الهی به امید تویی که هستی که هستیم. مدد کن، هدایت کن ما رو لحظهای به حال من رها نکن.
✪ شکرت خدا، شکرت خدا، شکرت خدا. شکر برای مادر، شکر برای پدر. سپاسگزاریم ازشون که وسیلهای شدن، وسیلهای بودن، وسیلهای الهی که ما رو وارد این زندگی، وارد این تجربه، جهان مادی، تجربهی بودن.
◇ سپاسگزاریم ازشون. الهی به امید تو، الهی به امید تو، الهی به امید تو.
✰ درود به روی ماه خوبان، همسفران جان که در این چالش کنار هم، کنار برادر، در این محفل الهی حضور دارن. خدا قوت به جان تک تکتان. خدا حفظتون کنه. شکر، شکر که هستید در این تایم از جهان امروز در این لحظه کنار همیم.
✪ روز، روز عجیب الهیه، روزیه که اگر دلمون حاضر باشه، در خیلی چیزها در جهان درونمون باز میشه، چشم جانمون باز میشه.
◇ روز پنجم از این چالش شش روزه جان و جهان. تحسینتون میکنم که تا امروز حضور داشتیم، بودیم، فارغ از اینکه تمرینها رو باگ داشتی یا نه، لایوی رو جا موندی یا نه، تو خدا قوت خودتو، تحسین کن، به خودت افتخار کن. ببین اینها رو جزو دستاوردهای مهم زندگیت بذار.
✰ چهار روز درباره خودمون حرف زدیم، درباره ارتباط با خود، خواستههامون رو شنیدیم، دلبر جان رو ملاقات کردیم، چیزهایی که برامون عادی شده بود رو دوباره دیدیم. شکر، سپاسگزاریم از خدا.
✪ ولی امروز، به امید خدا، میخوایم یک قدم دیگهای جانانهتر از روزهای قبل برداریم. امروز میخوایم یکم سرمون رو از روی خودمون بلند کنیم و اطرافمون رو نگاه کنیم.
◇ چون این چالش جان و جهان فقط جان من نیست. این جهان پر از جان در نقشهای مختلفه. میتونیم در نقشهای مختلف جانها رو ببینیم یا نه؟ در نقششون گیر میکنیم و فرصت دیدن جانشون رو از دست میدیم.
✰ یکی از نشانههای رشد انسان همینه که بتونه آدمی که روبروش قرار گرفته، جانش رو ببینه، اون خوی درونش رو، نه فقط نقشش رو، نه فقط اشتباهاتش رو، نه اینکه ببینه چه سودی براش داره. جانشون رو ببینه، اون هوی درونشون رو ببینه.
◇ میبینی چجوری این بازی با نقشهایی که آدمها دارن، که هر کسی هم تو مسیر خودش نقش درست خودش رو داره انجام میده، از نگاه ما چه درست، چه غلط، نقشی که باید در اون لحظه، در اون تایم.
✪ شیطان ما رو درگیر نقشها میکنه، ما رو درگیر اشتباهات آدمها میکنه، ما رو درگیر این میکنه که ببین برات سود داشته یا نه، و اصلا امان نمیده هوی درونشون رو ببینه.
✰ هوی درون، خدای درون آدمهاست و شیطان تمام تلاشش رو میکنه که خدا رو نبینی.
◇ بیشتر نمیتونیم بریم جلو، تا همین جا کفایت میکنه. میرسیم امروز تمرین بینظیرمون، دستبوسی پدر مادر.
✪ امروز عزیزان، نمیخوام فقط تمرین رو بری انجام بدی که بخوای تیکش رو بزنی. نه، زمانی که داری دستبوسی پدر و مادر رو میکنی، میخوام نگاه کنی به دستهای پدر مادر نازنینت، به اینکه این دستها چند ساله دارن زندگیم میکنن.
◇ این دستها چند بار کار کرده، چند بار خسته شده، چند بار برای تو غذا درست کرده، این دستها چند بار در رو به روی تو باز کرده. آره، این دستها چند بار در رو به روی تو باز کرده. این دستها چه داستانهایی داره که تو اصلا ازش خبر نداری.
✰ اینکه ببینی این دستها یه روزی بچه بودن، جوون بودن، عاشق شدن، ترسیدن، با همون دستها اولین نفری که وقتی به دنیا اومدی بغلت کرد، اون دستها بود. چقدر این نگاهها ازش فاصله داریم.
✪ امروز اصلا نمیخوام بچهها، به هیچ عنوان نمیخوام پدر مادر رو بدون نقص، یک انسان کامل جلوه کنم، معرفی کنم. به هیچ عنوان، ابدا. پدر مادر هم اشتباه میکنند، اشتباه کردن، همین طور که ما اشتباه کردیم و باز هم اشتباه میکنیم.
◇ عزیزان جانی که به هر دلیلی با پدر مادرشون مسئلهای دارند، چالشی دارند، به هر دلیلی قهر کردند، یه سوءتفاهم یا هرچی که تو اسمش رو میذاری، این تمرین اصلا آشتی اجباری نیستا، به هیچ عنوان.
✰ این تمرین فقط دیدن، دیدن جان اونها، دیدن هوی درون اونهاست. فقط وقتی امروز دستبوسی پدر مادر میری، در واقع داری دست جان اونها رو بوسه میزنی.
✪ وقتی دست اونها رو گرفتی، دست پدر مادرت رو وقتی گرفتی، ریشههای خودت رو لمس کردی، ریشههایی که در جان اونها مستقر.
◇ از پدر مادر یکم فاصله بگیرید، از اون نقششون، هوی درونشون رو ببینید. خدا، خدا همون جا، در اون لحظه منتظر توئه. اون هوی درونشون، اون نفسی که خدا داره درون تن میکشه، جان اونها منتظره، منتظره که تو رو ملاقات کنه.
✪ این تمرین خدا میدونه که چه میکنه با جان ما. بچهها، پدر مادر ما بینقص نیستن. فقط ما میخوایم برای چند لحظه از این حساب کتاب بیرون بیایم، یکم فاصله بگیریم و ببینیم جان اونها رو.
◇ حساب کتاب نکن، نقششون رو، اشتباهاتشون رو یا اینکه برای من سودی داشتن یا نداشتن، از اینا فاصله بگیر. ببینیم که این عزیزانم، این پدر و مادر نازنین هم مسافر همین زندگی بودن.
✰ قبل از تو اونها بودن، یه بخشی از مسیر زندگیام با تو اومدم و هیچ کدوممون نمیدونیم تا کجا کنار هم هستیم، و جان اونها رو ملاقات نکردیم. چرا؟ چون در نقششون، در اشتباهاتشون، در اینکه برای من سودی داشتند یا سودی نداشتن، گیر کردیم.
✪ عزیزان جانم، امروز زمانی که این تمرین رو انجام میدیم، عجله نکنید. نگاه کنید دست عزیزان رو، نگاه کنید. ببینیم اصلا لازم هم نیست که بخوای حرف بزنی، بخوای چیزی رو بگی.
◇ توی دل خودت میتونی تکرار کنی، «من همه قصه تو رو نمیدونم پدر مادر، اما الان هستم و میبینم».
✰ داری با جانش سخن میگی، نه با پدر مادر، نه با سر پدر مادر، با جان. و در درون خودت عشق راه خودش رو پیدا میکنه، جان به جان، پیغامش میرسه.
◇ نیاز نیست حتما بخوایم در اون لحظه زیادی صحبت کنیم. کمی عمیقتر شو، کمی بمون در سکوت، نگاه کن و بعد ببین چه جریانی در جان تو رقم میخوره.
✪ عزیزان جانی که پدر مادرشون عروج کردن، خدا قوت جانتون باشه، خدا قوت قلبتون باشه. نامه بنویسید براشون، نامه بنویسید. هر آن چیزی که دل تنگت میخواد.
◇ شاید قبل زمانی که بودن، میخواستی چیزی بگی اما نگفتی، بگو. میبینن، میشنود.
✰ عزیزان جانی که پدر مادرشون شهر دیگه هستن یا خودشون کشور دیگهای هستند، فاصله هست، تلفن بزن، وقت بذار، ارتباط با جانشون برقرار کن.
◇ به هر دلیلی اگر دیدی برات سخته و واقعا نمیتونی، نامه بنویس. بنویس، نداره، عشق است.
✪ اگر حضوری بری که نوش جونت، اون حالی که در جان تو مستقر میشه. ولی اگر نمیدونم، نمیتونم بگم قول بدم، الا و بالله باید انجام بدی، چون نمیدونم و با این صحبتهایی که امروز شد، اون چیزی که باید، جانتون میگه و تو قدم بر.
◇ ولی به هر دلیلی برات خیلی سخت بود یا اصلا موقعیتش رو نداشتی، نامه بنویس، قشنگ بزن. نمیخواد خوشگلش کنی، کتابش کنی. خودمونی، با زبون خودمونی بنویس، عشق است.
✰ کسایی که یه شاخه گل میگیرن میرن، نوش جونتون، دمتون هم گرم. ولی میخوام بگم که از این تمرین نمیخوایم هیچ کدوممون دست خالی بیایم بیرون.
✪ شکر وجود تک تکتون. نمیخوام در مورد چیز دیگهای صحبت کنم. میخوام رو این موضوعی که به لطف یار صحبت شد بمونید.
◇ سپاسگزاریم از خدا که بهمون فرصت داد امروز هم کنار هم باشیم. الهی به امید تو بگید، خدا هم مدد میکنه. اون نیروی الهی در حال جریان مدد میکنه.
✪ بچهها، ایمان ندارم، یقین دارم که مدد، بریم تجربه کنیم. تایم کوتاه است.
◇ ما همیشه فکر میکنیم زمان هست. نه بچهها، دیروز گذشت، تموم شد. از فردامون خبر نداریم. نمیدونیم، اونهایی که دیگه کنارمون نیستن، نمیدونستیم که فردا نیستن.
✪ الهی به امید تو بگید و قدم بردارید.
◇ به امید دیدارتون در لایو شبنشینی، ساعت هشت و هجده دقیقه به وقت سرزمین ورمون ایران.
✪ تکتک شما خوبان، شما همسفران جان رو به دستان پرنعمت و پربرکت رب عالم میسپارم. مراقب خودتون باشید.
༺✦ نکاتِ کلیدیِ لایو ✦༻
✪ امروز روز بازگشت به نقطه آغاز و روز دستبوسی پدر و مادره، روزیه برای برگشتن به ریشه و دیدن دوباره نعمتی که به واسطه اون دو نفر، امروز بودن رو تجربه می کنیم.
◇ همه ما از دو نفر به این دنیا اومدیم، دو نفری که شاید پر از نقص و زخم بودن، اما یک چیز قطعیه، اون دو نفر وسیله ای بودن که امروز ما اینجاییم و بودن رو تجربه می کنیم.
✰ همین که الان هستی و دم و بازدم رو تجربه می کنی، نعمته. همین بودن، خودش یک حقیقت بزرگه.
✪ آخرین بار کی از پدر و مادرت فقط بابت اینکه وسیله ای شدن که امروز هستی سپاسگزاری کردی، چه در حیات باشن، چه نباشن؟
◇ تارگت ما این نیستش که چیزی به پدر مادر اضافه کنیم، من با جهان درون تو فقط تو کار دارم، نه پدر مادرت.
✪ اینجا بازی بین عشق و منیته، برو تو زمین عشق بازی کن. اونی که بهت عزت می ده، اونی که بزرگت می کنه، اونی که کاری می کنه تو مسیر بازیت کن فیکون بشه، درها برات باز می شه.
◈ پدر مادر دعا کنن خیلی زیباست، عالیه، ولی دعا هم نکنن، تو وقتی با نیت اون کار خودت رو به نحواحسن انجام بدی، کارفرما اینجا تو بازی خودتو داری.
✪ فکر نکن این تمرین برای اینه که چون اونا زحمتت رو کشیدن، پس باید بری دستشون رو ببوسی. اصلا اونا بازی درون توئه، کل بازی در جان توئه، درون توئه.
✪ کل بازی، بهشت و جهنم درون ماست. تمرین برای توئه، از این ابزار داری استفاده می کنی که تو ساز دلت الهی کوک بشه.
◇ تو مهمی اینجا، اینجا داری خودتو نجات می دی. قفل جانت، اونجایی که گره خورده، داره در جانت باز می شه.
◈ کل بازی بین تو و دلبره، اصلا بقیهای نیست. فقط این رو درک کن که بیرون ز تو نیست هر آنچه در عالم هست در خود بطلب هر آنچه خواهی که تویی
✰ عزیزان جانی که پدر و مادرشون از تن جدا شدن، اگر می تونی برو سر مزارشون. باهاشون کیف کن، باهاشون عاشقی کن، بذار اون چراغا رو روشن کنی درونت.
✪ عشق زمان و مکان نمی شناسه، می ره می شینه همون جایی که باید چراغ رو روشن کنه.
✪ تایم کوتاهه، فردا می تونه این فرصت نباشه. این کلید الان دم دسته، از این شاه کلید استفاده کن، فردا دیگه این کلید نیست.
◇ تو نیت کن، اون مدد می کنه. این ها رو ساده نگیری، داره تو رو مستقر می کنه در یک جایی از جهان که سال هاست اصلا بهش سر نزدیم.
✪ امروز دلبر جان داره تماشاتون می کنه که شما برنده باشید. برید ذهن رو خرد کنید، نجواهای ذهن رو خوب بشکونید.
◇ امروز قراره جان قدم برداره، امروز جان قراره اعلام حضور کنه. وقتی جان قدم برمی داره، دلبر می تونه یه جوری بتازونه که اصلا نتونه با تو نجوا کنه.
✰ به نام و یاد حضرت حق، به نام خدایی که حاضر و نزدیکه، به نام خدایی که در نفس های ما زندگی می کنه، به نام هو، به نام حق، به نام مادر، به نام پدر.
✪ زمانی ارزش بودن رو می فهمیم که بفهمیم الان هستیم، الان حضور داریم و داریم بودن رو تجربه می کنیم.
◇ وقتی فقط مادیات زندگی رو می بینیم، از این فهم فاصله می گیریم، در حالی که ریشه ما، اصل ما و بودن ما یک داستان دیگه است.
✪ دیدن این ها یعنی سپاسگزاری، فارغ از نقشی که پدر و مادر داشتن.
◈ بیا عقب تر، بیا اول داستان، فیلم رو نزن جلو، برگرد. قبل از اینکه نقش پدر و مادر رو ببینی، خود جانشون رو ببین.
✪ الهی به امید تو، دلبر، الهی به امید تویی که هستی، که هستیم. مدد کن، هدایت کن ما رو، لحظه ای به حال من رها نکن.
◇ شکر برای مادر، شکر برای پدر. سپاسگزاریم ازشون که وسیله ای شدن، وسیله ای الهی که ما رو وارد این زندگی و این تجربه جهان مادی کردن.
✰ روز پنجم چالش شش روزه جان و جهان، روزیه که اگر دلمون حاضر باشه، در خیلی چیزها در جهان درونمون باز می شه و چشم جانمون باز می شه.
✪ چهار روز درباره خودمون حرف زدیم، درباره ارتباط با خود، خواسته هامون رو شنیدیم، دلبر جان رو ملاقات کردیم و چیزهایی که برامون عادی شده بود رو دوباره دیدیم.
◇ امروز می خوایم یک قدم جانانه تر از روزهای قبل برداریم، یکم سرمون رو از روی خودمون بلند کنیم و اطرافمون رو نگاه کنیم.
✰ این چالش جان و جهان فقط جان من نیست. این جهان پر از جان در نقش های مختلفه، اما ممکنه در نقش آدم ها گیر کنیم و فرصت دیدن جانشون رو از دست بدیم.
✪ یکی از نشونه های رشد انسان اینه که بتونه آدمی که روبروش قرار گرفته، جانش رو ببینه، خوی درونش رو ببینه، نه فقط نقشش رو، نه فقط اشتباهاتش رو و نه فقط اینکه چه سودی براش داره.
✪ خوی درون، خدای درون آدم هاست و شیطان تمام تلاشش رو می کنه که خدا رو نبینی.
◇ امروز تمرین بی نظیرمون، دستبوسی پدر مادره. اما قرار نیست فقط تمرین رو انجام بدی که تیکش رو بزنی.
✪ وقتی داری دستبوسی پدر و مادر رو می کنی، به دست های پدر مادر نازنینت نگاه کن. ببین این دست ها چند ساله دارن زندگی می کنن، چند بار کار کردن، چند بار خسته شدن، چند بار برای تو غذا درست کردن و چند بار در رو به روی تو باز کردن.
◈ این دست ها داستان هایی دارن که تو اصلا ازش خبر نداری. یه روزی بچه بودن، جوون بودن، عاشق شدن، ترسیدن و با همون دست ها اولین نفری بودن که وقتی به دنیا اومدی بغلت کردن.
✪ پدر مادر رو بدون نقص و یک انسان کامل جلوه نده. پدر مادر هم اشتباه می کنن، اشتباه کردن، همون طور که ما اشتباه کردیم و باز هم اشتباه می کنیم.
◇ عزیزان جانی که با پدر مادرشون مسئله یا چالش دارن، قهر کردن یا سوءتفاهمی دارن، این تمرین اصلا آشتی اجباری نیست، به هیچ عنوان.
✪ این تمرین فقط دیدن جان اون ها و دیدن هوی درون اون هاست. وقتی دستبوسی پدر مادر میری، در واقع داری دست جان اون ها رو می بوسی.
✰ وقتی دست پدر و مادرت رو می گیری، ریشه های خودت رو لمس کردی، ریشه هایی که در جان اون ها مستقره.
◇ از نقش پدر و مادر یکم فاصله بگیر، هوی درونشون رو ببین. اون نفسی که خدا داره درون تن می کشه، جان اون ها منتظره که تو رو ملاقات کنه.
✪ برای چند لحظه از حساب و کتاب بیرون بیا، فاصله بگیر و جان اون ها رو ببین. نقششون، اشتباهاتشون و اینکه برای تو سودی داشتن یا نداشتن رو بذار کنار.
◇ این پدر و مادر نازنین هم مسافر همین زندگی بودن. قبل از تو اون ها بودن، یه بخشی از مسیر زندگی رو با تو اومدن و هیچ کدوممون نمی دونیم تا کجا کنار هم هستیم.
✰ عجله نکن، دست عزیزانت رو نگاه کن. لازم نیست حتما حرف بزنی یا چیزی بگی، توی دل خودت می تونی بگی، «من همه قصه تو رو نمی دونم پدر مادر، اما الان هستم و می بینم».
✪ داری با جانش سخن می گی، نه با پدر مادر، نه با سر پدر مادر، با جان. در درون خودت عشق راه خودش رو پیدا می کنه، جان به جان، پیغامش می رسه.
◇ لازم نیست در اون لحظه زیادی صحبت کنیم. کمی عمیق تر شو، کمی بمون در سکوت، نگاه کن و ببین چه جریانی در جان تو رقم می خوره.
✰ عزیزان جانی که پدر مادرشون عروج کردن، نامه بنویسید براشون. هر آن چیزی که دل تنگت می خواد، بنویس.
◇ شاید زمانی که بودن می خواستی چیزی بگی اما نگفتی، بگو.
✪ عزیزان جانی که پدر مادرشون شهر دیگه هستن یا خودشون کشور دیگه ای هستن، فاصله هست، تلفن بزن، وقت بذار، ارتباط با جانشون برقرار کن.
◈ اگر برات سخته و واقعا نمی تونی، نامه بنویس. عشق است. اگر حضوری بری که نوش جونت، اون حالی که در جان تو مستقر می شه.
◇ اگر موقعیتش رو نداشتی، نامه بنویس. لازم نیست خوشگلش کنی یا کتابش کنی، خودمونی، با زبون خودمونی بنویس.
✰ کسایی که یه شاخه گل می گیرن و می رن، نوش جونتون، دمتون هم گرم. ولی از این تمرین نمی خوایم هیچ کدوممون دست خالی بیایم بیرون.
✪ شکر وجود تک تکتون. رو همین موضوعی که به لطف یار صحبت شد بمونید.
◇ سپاسگزاریم از خدا که بهمون فرصت داد امروز هم کنار هم باشیم. الهی به امید تو بگید، خدا هم مدد می کنه.
✪ بچه ها، ایمان ندارم، یقین دارم که مدد می کنه. بریم تجربه کنیم، تایم کوتاهه.
◇ ما همیشه فکر می کنیم زمان هست، نه بچه ها، دیروز گذشت، تموم شد. از فردامون خبر نداریم. اون هایی که دیگه کنارمون نیستن، نمی دونستیم که فردا نیستن.
✪ الهی به امید تو بگید و قدم بردارید.
꧂« پایان »꧁
پدر نازنینم پدری که همیشه مهربانی تو زبانزد همه بود و هست من ۱۶ سالم بود که دیگه تو تن رو ترک کردی ولی من همیشه تو رو کنار خودم حس میکنم ،و ایمان دارم تو به داشتن دختری مثل من افتخار میکنی🫂🫂🫂
همیشه یادم هست چقدر مرا متفاوت دوستم داشتی چون ته تغاریت بودم منم از ته دلم برای داشتن پدری مثل آقا محمود خوشتیپ افتخار میکردم و میکنم، روحت شاد پدر جانم امروز کمی بیشتر بیا کنارم ،اصلا امروز بیا باهم بریم پیش مادر ،میدانی که مادر بعد ۲۵ سال هنوزم از عشق تو با خودش میگوید 💚💚💚بیا باهم برویم برای دست بوسی دستهایی که هم پدر بودند هم مادر 👫
دوستت دارم پدر محمود عزیزم🫂
دوستت دارم مادر احترام جانم🫂
خدایا مدد
الهی به امید تو
الهی توکل به تو
🤲✨💚🌿
دوستان من چند ماهه گذشته خیلی تو تنگی و فشار بودم این مدت حسابی از خود الهیم دور شدم امروز ذهنم کارم رو بی ارزش نشون میده ..بهم میگه تو که خوب نبودی و نیستی چرا فقط میخوای الکی دستبوسی کنی؟! منم واقعا چون این مدت با خودم و بقیه خوب نبودم نمیتونم نقش بازی کنم ..دعا کنید درونم من رو جلو بکشه..خیلی دوست دارم مثل ۳ سال پیش که وارد قبیله شدم با اون حس و حال یه بار دیگه دستشون رو ببوسم.. واقعا پرواز کردم ..نمیدونین چه حسی بود خدایا کمک کن منم کنار این عزیزان بتونم قدم بردارم خدا جونم کمک کن دلم لطیف تر بشه خودت میتونی این مدت چقدر اذیت کردم خودم رو چقدر درد کشیدم خودت میدونی تلاشم رو کردم ولی نفهمیدم چی شد ولی امروز اومدم که کنار این عزیزان جان منم بگم هستم و دوست دارم به بار دیگه پاکی و عشق واقعی رو تجربه کنم خدایا خودت زخم هامون رو شفا بده و کمک کن که بتونم خوبی ها و لطف هایی که در حقم شده رو جبران کنم چه لطفی که پدر و مادرم داشتن چه لطفی که استاد عزیزم و فرشته های جانم در حقم داشتن ...الهی به امید تو💚
شما اینجایید برگشتید،و این عالیه
ههمون
هممون
هممون هی رفتیم و برگشتیم مهم هم این بود برگردیم
شما اینحایید برا خودتون دست بزنید
شما کنار اینهمه یار عاشق هستید
شما برگشتید
امروز میتونه روز پروازتون باشه
لایو داداش رو تو خلوت ببینید ،اگه با جان ببینید میرید و هوی درون پدر و مادر نازنینتون رو میبینید👏👏👏👏👏👏🌱🌱🌱🌱
داداش ذهن ما کارمون رو بی ارزش میکنه تا انجامش ندیم، یادمون نره ما بهش میگیم دیدمت من میخوام اینو انجام بدم و صد خودمو میذارم، داداش صد ما در طول مسیر یکسان نمی مونه اما مهم اینه صد خودمون رو بذاریم، گذشته رو رها کنیم لحظه رو دریابیم
داداش عزیز همین متنی که نوشتی نشون میده چه دل لطیفی داری گول ذهنت رو نخور، قرار نبود با تمرینها خودمون رو اذیت کنیم، خداوند به بنده هاش نمیگه تا دیروز چیکار میکردی که الان اومدی سراغ من، او همیشه آغوشش برومون بازه، پدر و مادر هم همینطور، کافیه ذره ای عشق ببینن،
با عشق تمرین رو انجام بدین، آخرین باری که دست پدرم رو بوسیدم اگه میدونستم آخرین باره شاید جور دیگه ای انجامش میدادم گرچه حسرتی نیست چون اون موقع صد خودمو گذاشتم.
الهی به امید تو بگو و برو داداش💚💚💚
الهی صد هزار مرتبه شکرت بابايی جونم ای دلبر جانم بابت تک تک روزها و لحظه هایی که با پدر و مادر نازنینم بودم و حضور داشتم 💚💚💚🌹🥰😘
الهی صد هزار مرتبه شکرت بابت روزهایی که با پدر و مادرم خندیدم و گریه کردم و حس بودن و حضور رو تجربه کردم 💚💚💚🌹🥰😘
سپاسگزارم از دلبر جان که این تمرین رو در زمانی که پدر عزیزم در این دنیا حضور داشتند به لطف خدا و استاد جان داداش سهیل جانم انجام دادم با جان و دستبوسی انجام دادم و الان که عروج کردند به سمت خداوند هنوز دوستش دارم و در قلب من حضور داره روحشون غرق در نور و برکت و آرامش باشه، الهی آمین 💚💚💚💚💚💚💚💚💚🌹🥰😘
مادر عزیزم دوستت دارم خدا حفظتون کنه عزیزم 💚💚💚🌹🥰😘
سپاسگزارم از محبت شما نازنینم 💚💚💚🌹
الهی نور و برکت و ثروت و آرامش بباره به زندگیتون عزیزم 💚💚💚🌹
مامان قشنگ و خوش قلبم
ممنون بابت دعاهات
دعاهای قشنگت جواب داده که من الان کنار هزاران فرشته زلال هستم
پاییز شده و هوا کم کم روبه سردی میره ژاکت جیب دار ، کیف های خوشکل ، رنگ های شاد ، آجیل های پشت بخاری، منو یاد تو میندازه
دیگه نمیگم چرا ندارمت
سعی میکنم سالم و شاد زندگی کنم و هر لحظه که میخندم و شادم اونجا حست میکنم چون میدونم همونجا از شادی من شادی مامان جونم
مرسی که زندگی کردن رو بهم هدیه دادی
مرسی که مامان من شدی
دلم برای چپ چپ نگاه کردنات همیشه تنگ میشه😁 دوستت داررررررممممم یه عالمهههههه هرچی بگم بازم کمه
تو بهترین رفیق همه مون بودی هیچ وقت فراموشت نمیکنم👭از خدا ممنونم که کلی خاطره خوب و با مزه باهات داریم و بامرورشون لبخند میزنیم
الهی نور و برکت و ثروت بباره به زندگیتون عزیزم 💚💚💚🌱🕊🌞
آمین به دعای قشنگتون برای همه مون 😍
آمین الهی آمین💚🙏🏾😍
اما سهم من از بودنت تو زندگیم ،افتخار فرزند تو بودن بود سعادت دیدنت رو نداشتم
از ۳ سالگی به بعد ( که اونم خاطرم نیست) دیگه نداشتمت اما همه جا کنارم بودی همه جا به پشتوانه تو اومدم جلو و همیشه بهت افتخار کردم و بازم افتخار میکنم
به واسطه تو من بودن و این لحظه رو دارم تجربه میکنما خیلی مخلصیم
خواستم بدونی یوسف خان💚 عاشقانه دوستت دارم
امروز که استادجان💚 گفتن به دستای پدر و مادرتون نگاه کنین من شاید نتونم اونجوری که دیگران میتونن نگاه کنن دستاتو ببینم اما رد دستات و لطفت توی جای جای زندگیم هست زندگیمو میبینم با جانمممم ،دستات میاد جلوی چشمم ای با معرفت من 😍
.
.
خدایا یاران جانم رو دریاب💚🙏🏾 اگه گلایه ای از پدر و مادرشون دارن امروز این تمرین الهی رو انجام بدن و عشق کنن با پدرمادرشون
یادتون نره شما نعمتی رو دارین که خیلی ها آرزوشونه داشته باشنش☺️
دختری که تو محفل عشقه 🫂💚
دعای با عشقت رو آمین میگم برای همه همراهان این چالش🤲💚💚💚
ممنون از لطفت عزیزجانم👭💎✨
خدا قوت💚
همیشه متن های زیبایی مینویسین بانو. بالاخص در این روز💚شکر حضورتون
روح پدر غرق در نور و آرامش الهی🕊️🤍✨
ماشالله به وجود پر قدرت ابجی قشنگم که اینقدر جانانه مسیرش رو اومده تا به امروز👏🏼💚💫
خدا حفظتون کنه هستی جان خوش قلب قبیله🤍✨
سپاس از لطفت خواهر خوشکل و خوش قلب من👭😍🙋🏽♀️🩷🌸